تبليغاتX
مرثیه های خاک - تا آزادی کوهزاد اسماعیلی
مرثیه های خاک - تا آزادی کوهزاد اسماعیلی

تو مپندار که خاموشی من/هست برهان فراموشی من

پنجشنبه 1387/08/30

افشین قطبی

افشین قطبی رفت. با نامه ای که به هواداران نوشت. رفتن قطبی برخلاف گفته های داریوش مصطفوی، چیزهایی زیادی را از فوتبال ما می گیرد. قطبی با آمدنش به فوتبال ایران ادبیات جدیدی را وارد فوتبال ایران کرد. نوع جدیدی از رفتار. قطبی سرمربی ای بود که بعداز شکست به زمین و هوا و داور و فدراسیون و دست های پشت پرده و "آن ها" گیر نمی داد. قطبی کاری با دشمنان خیالی و فرضی نداشت. الان که فکر می کنم می بینم کاش قطبی دیگر به پرسپولیس باز نمی گشت. شاید برای ما همان اسطوره مودب و دوست داشتنی و مدرن باقی می ماند. چرا همه اسطوره های ما باید به بدترین شکل نابود شوند؟ آدم بی اختیار به یاد "جامعه شناسی نخبه کشی" می افتد.

پی نوشت:

>>> مطلب یک پزشک و لینک آهنگی از پینک فلوید همراه با صدای قطبی

>>> آيا افشين قطبی سرنوشت بلاژويچ و ايوانکويچ را تکرار می‌کند؟


شنبه 1387/08/25

هادی حبیبی  عزیز (مدیر وبلاگ گفتمان اصلاحات) در کامنتی که در وبلاگ قبلی ام گذاشته بود، سخنانی درباره کاندیداتوری  عبدالله نوری گفته بود. متن کامنت وی رادر  پایین به طور کامل می گذارم. از همه دوستان دعوت می کنم که درباره موضوع انتخابات و این که کدام کاندیدا را با چه ویژگی هایی باید انتخاب کرد، چیزی بنویسند.

آرش جان شما را بسیار پخته تر از آنچه می نمایید می پنداشتم. درست است که اصلاح طلبان پیشرو می گفتند تحریمیان باید کاندیدایی معرفی کنند و بر حول او به صحنه سیاست ورزی بیایند. این مطلب قبل از آنکه بهانه ای باشد برای پیشبرد رویکرد تحریم! اشاره ای داشت به استفاده از ظرفیت های قانونی و در جهت مشارکت. در واقع قاعده راهنمایی بود برای اینکه بخشی از شهروندان بتوانند در جهت کسب حقوق خویش حرکت نمایند. لذاآنان هرگز نگفتند که مقولاتی نظیر تایید صلاحیت، اجماع اصلاح طلبان و برنامه ها نقشی در شرکت یا عدم شرکت ندارند. متاسفانه باز هم حرف را دست نفهمیدید و حرف نفهمیده را هم بهانه حمله به اصلاح طلبان پیش رو نموده اید که دیدید به آنچه شما هم گفته اید عمل نمودیم و ره به جایی نبردیم؟! پس همان تحریم بهتر نبود؟! واقعا" امثال احمد زیدآبادی خجالت نمی کشند که حرف های 4 سال پیش اصلاح طلبان پیشرو را لای زرورق از جنس کرمانی! می پیچند و به خورد این و آن هم می دهند در حالیکه می بایست به جای آن بابت تحلیل اشتباهشان و ضرر و زیانی که از ناحیه آن گونه تلیلها حاصل آمده است در مقابل مردم شرمساز باشند؟! شرم و حیا هم بد چیزی نیست. هنوز اراجبف او را در مناظره با تاج زاده و قهر مسخره و تبلیغاتی او را فراموش نکرده ام. امروز نیز همان ناز بدقواره و عشوه خرکی را به زیور دروغ، عدم صداقت و تحربف هم آراسته اند! مبارکتان باد این نوزاد نامشروع تحریم قبل از نمایش مشارکت ورزی!

این چه می گویم به قدر فهم توست
مردم اندر حسرت فهم درست!


چهارشنبه 1387/08/22

چرا نوری، چرا ایستادگی، چرا نوگرایی؟

ترافیک شدید خیابان آزادی راه را بر حضور بسیاری از کسانی که  در دومین نشست حامیان "عبدالله نوری" دعوت بودند، بست. اما این ترافیک به عادت مالوف ایرانی‌ها هم گره خورد تا نشست با 45 دقیقه تاخیر آغاز شود .پایه‌ی بحث بر «چرا نوری؟» بود و حاضران هر یک از دیدگاه خود کوشیدند تا پاسخ این پرسش را دهند و یک جمع‌بندی مقدماتی از این دیدگاه‌ها داشته باشند.

یکی از حاضران اشاره کرد که «عبدالله نوری، انگیزه‌بخش است و با طرح نام او به انتخابات آتی امیدوار شده». دیگری نیز که از حاضران در نشست مقدماتی نخست روز پنج‌شنبه‌ی گذشته بود، به تلاش‌هایی پرداخت که با نوری و جریان "نوگرایی" اصلاحات ایران گره خورده است. او گفت که «هواداران خاتمی از منطق قدرت‌مندی برای توجیه حضور خود در انتخابات برخوردار نیستند». آغاز «چرا نوری؟» اما با سخنان یکی از روزنامه‌نگاران حاضر در نشست بود که بر «جریان بودن و دنباله‌ی اجتماعی پیدا کردن» گروهی که اکنون در پشت نام عبدالله نوری قرار گرفته‌اند، تاکید کرد. "ساسان آقایی" گفت: «ما به یک بازتعریف در جریان اصلاحی ایران نیاز داریم، اصلاحاتی که مطالبات اساسی و به حق مردم ایران را در یک چارچوب جای دهد و بتواند بدنه‌ای اجتماعی را سامان بخشد. در حقیقت ما به دنبال قهرمان‌پروری کاذب و شخصی کردن و محدود کردن جریان به فرد نیستیم بل‌که عبدالله نوری در شرایط کنونی تنها یک تابلوست که با مطالبات جریان اصیل و مستقل اصلاح‌طلبی ایران هم‌خوانی دارد و به راستی نوری ظرف مناسبی است برای آن چه که جریان نوگرای اصلاح طلبی ایران به دنبال آن است. این جریان به بازتعریف اصلاح‌طلبی در تمامی بخش‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با تاکید بر تغییرات ساختاری این بخش‌ها اعتقاد دارد و بر این باور است که اگر به شکل شفاف و روشن، اصول خود را اعلام و پای این اصول بایستد، این ساخت قدرت خواهد بود که عقب می‌نشیند» به گفته‌ي این روزنامه‌نگار باید توجه داشت که پیروزی جریان تازه و مستقل اصلاح‌طلبی ایران، در گرو ایجاد جنبشی اجتماعی و پویاست و این کار آسانی نیست؛ «ما دو راه داریم، یا رقابت سیاسی را به قدرت واگذار کرده و در خانه استراحت کنیم، یا بکوشیم اصلاحاتی ساختاری و جدید را از منظر خود با بهره‌گیری از گذشته‌ی منفعل آن تعریف کنیم و با ایستادگی بر سر اصول این تعریف بکوشیم در این ساخت توتالیتری مطلقه را شکاف ایجاد کرده و بر زیاده‌خواهی آن غلبه کنیم. این که این پروژه کی و در چه زمان به ثمر نشنید، البته بسته به پارامترهای بسیاری دیگری هم دارد که خارج از قدرت تحلیل و پیش‌بینی ماست. شاید بدنه‌ی اجتماعی همان گونه که گمان ماست، با این اصلاحات ساختاری و تغییرات اساسی هم‌راهی کند که آن را خیلی زود در آغوش بگیرد، آن وقت است که در همین انتخابات هم می‌توان به تایید صلاحیت نوری به عنوان نماد جریان و پیروزی وی در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم چشم دوخت، شاید هم جامعه‌ی ایران هنوز قادر به هضم و پذیرش یک نوگرایی چنین نباشد که در این صورت نیز ما چیزی را از دست نمی‌دهیم. بل‌که با سامان‌دهی و انسجام بخشیدن به کار جمعی خود تلاش می‌کنیم، هم چنان جریان را زنده نگه داریم و گسترش دهیم تا روزی که قدرت تحمیل کاندیدای خود را به حاکمیت پیدا کنیم. شانس پیروزی جریان اصیل و مستقل اصلاح‌طلبی در انتخابات آتی تا مقدار زیادی بسته به این دارد که ما چه قدر بتوانیم، صدای خود را به جامع‌ی ایران برسانیم و این صدای جدید اصلاح‌طلبی تا چه مقدار در جامعه کنش ایجاد می‌کند» "مهدی تاجیک"، دیگر روزنامه‌نگار حاضر در تایید سخنان رفته، خاطرنشان ساخت: «پروژه‌ی ما، پروژه‌ای صرفن انتخاباتی نیست که با این انتخابات پرونده اش بسته شود. پروژه‌ی ما در حقیقت ارایه‌ی بسته‌ای کارآمد و بااصالت برای اصلاح کلی وضعیت کنونی و تغییر ساختاری قدرت نامحدود است. عبدالله نوری نیز به واقع نماینده‌ی چنین جریان و خواستی است. ما برای اصلاح‌طلبی در هر بخشی به استانداردهایی قائلیم که به شکلی مصداقی دارد بحث می‌شود و در آینده‌ای نزدیک بسیاری از این استانداردهای در بخش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای همه روشن خواهد شد. از دیدگاه جریانی که ما به دنبال ایجاد آن هستیم، باید بر این استانداردها ایستاد و سقف اصلاح‌طلبی را پایین نیاورد. اگر بتوانیم چنین جریانی را شکل دهیم، فارغ از این نتیجه‌ی انتخابات آتی چه خواهد بود، پیروز شده‌ایم چه، این جریان می‌تواند با اجتماع سخن گوید، وارد تعامل شود و بدنه‌ی اجتماعی را با خود همراه سازد».

پرسشی که در این قسمت مطرح شد، این بود که «اگر هدف انتخاباتی نباشد، چگونه می‌توان افرادی را اقناع کرد که اکنون تنها به خلاصی از وضعیت موجود و رهایی از دست دولت نهم می‌اندیشند؟» "بهروز صمدبیگی"، روزنامه‌نگار به این پرسش، پاسخی چنین داد؛ « در فاز نخست شکل‌گیری جریان، باید رفت سراغ کسانی که به شکلی اساسی خواستار تغییر هستند و این دگرگونی را در متن و نه حاشیه می‌جویند. در این مرحله وفاداران به جریان نوگرایی هستند که می‌توانند جریان را بر فونداسیون قوی استوار سازند نه کسانی که تردید و شبهه‌ای نسبت به اهداف، استانداردها و خط قرمزها دارند. اما اگر کسی تنها به دنبال خلاصی از دست دولت نهم است، باید پرسید که کشور بدون احمدی‌نژاد چگونه خواهد بود؟ آیا صرف این که احمدی‌نِژاد رییس‌جمهور نباشد و هر کس دیگری باشد، مشکلات ایران حل خواهد شد؟ چه مقدار، از این بدبختی‌هایی که پدید آمده، صرف این که احمدی‌نژاد برود، حل می‌شود؟ رفتن دولت نهم مهم است یا آمدن دولتی کارآمد که بتواند؟ بتواند دگرگونی اساسی در وضعیت کنونی ایجاد کند. آیا بر فرض محمد خاتمی می‌تواند، در سیاست خارجی حاکمیت دست برده و آن را تغییر دهد؟ تجربه‌ي دو دولت وی نشان داده که متاسفانه در این زمینه هیچ اختیاری را نمی‌توان برای دولت احتمالي خاتمي و ديگران كسان مطرح شده در اين روزها متصور بود. بنابراین این باور اشتباه است که اگر احمدی‌نژاد نباشد، سیاست خارجی ایران  و روند پرونده‌ی هسته‌ای بهبهود می‌یابد و شورای امنیت دیگر قطعنامه صادر نمی‌کند. تاکید همه‌ی ما باید بر این باشد که چه کسی می‌تواند؟ چه کسی می‌تواند رفتار کنونی داخلی و خارجی حاکمیت را با ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی این قدرت مطلقه، مهار کند».

به پیشنهاد "حسن اسدی"، عضو سازمان دانش‌آموختگان ادوار تحکیم که یکی از جدی‌ترین تشکل‌های پشتیبان عبدالله نوری و جریان اصیل و مستقل اصلاح‌طلبی است، پرسش‌های احتمالی دیگر نیز که در روبه‌رو شدن با پدیده‌ي عبدالله نوری مطرح می‌شود، به بحث گذاشته شد. «امکان ردصلاحیت عبدالله نوری» یکی از مهم‌ترین این مسایل بود که اسدی در این باره خاطرنشان ساخت: «برای دوستان ما، به نظر می‌رسد که مفاهیم تغییر کرده است. این که برویم دنبال کسی که شورای نگهبان تایید کند، آیا این اخلاقی و خوب است! تفسیر بطنی این حرف می‌شود این که اگر کسی را شورای نگهبان تایید کرد، انسان خوبی است، اگر رد شد، صلاحیت ندارد. در حقیقت شما با اين کار خود، مشروعیت می‌بخشید به داوری ناصواب شورای نگهبان، تن‌می دهید به یک روال غیرقانونی و غیردموکراتیک. البته یک زمانی است که معتقدید که این داور عادل و منصف و بی‌طرف نیست اما رفتن به سمت کسی که تایید این داور را دارد را به عنوان استراتژی پی می‌گیرد. در این جا هم باز استراتژي درست دوستان، پیش‌فرض‌های اشتباهی دارد. چون این آقای خاتمی هم تایید این داور را ندارد. اصلن آن‌ها چیزی را به اسم اصلاح‌طلبی قائل نیستند که بخواهند تایید کنند. نهایت رقابت سیاسی در قدرت این است که مثلن احمدی‌نژاد با قالیباف رقابت کند یا با لاریجانی. قدرتی با چنین مشخصه‌های تمامیت‌خواهی اصلن جریان اصلاح‌طلبی را قانونی نمی‌داند که بخواهد قدرت را با آن تقسیم کند. جریان اصلاح‌طلبی را اپوزیسیون می‌داند، چه خاتمی‌اش را چه نوری‌اش را. وقتی یک چنین دیدی حاکم است، اصلن اجازه‌ی حضور نمی‌دهند، اگر هم دادند، همه‌ی بحران‌ها را می‌اندازند گردن جریان اصلاح‌طلب، بعد هم قدرت تحرک را از آن سلب می‌کنند. این جا لازم است که اگر دید شما حضور در قدرت است، با کسی وارد شوید که بتواند بایستد در برابر چنین جریانی. خب آقای خاتمی مال این کار نیست، نه می‌تواند گوش به فرمان قدرت باشد، نه دلش می‌خواهد در برابر فرمان قدرت بایستد. بنابراین باز کسی مثل عبدالله نوری با آن سابقه این جا به کار می‌آید اگر حتا دید شما انتخاباتی و رسوخ به قدرت باشد. بالاخره دو حالت بیش‌تر نمی‌توان متصور بود. یک حالتش این است که می‌خواهید تن بدهید به تصمیم شورای نگهبان، پس به‌تر است، تصمیم این که چه کسی هم رییس‌جمهور شود را واگذار کنید به خود قدرت و بروید کنار اما اگر واقعن قصد تاثیرگذاری بر جریان انتخابات دارید، باید با کسی وارد شوید که می‌تواند این تاثیر مثبت را بگذارد».

دومین نشست مقدماتی حامیان نوری، پس از این بحث‌های گسترده، به بررسی امکان و توان اجرایی حاضران برای فعالیت و کنش در جریان نوگرایی اصلاحات نیز پرداخت و راه‌کارهای تعامل با نخبگان، دانشگاهیان، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران و گروه‌های فعال اینترنتی را مرور کرد. در این بخش اعلام شد که «نداشتن رسانه‌ی مکتوب، گرچه ناراحت کننده اما نه چندان تاثیرگذار است و در فاز مقدماتی، اینترنت به عنوان به‌ترین و سهل‌ترین رسانه ی در دسترس همه می‌تواند پاسخ‌گوی نیاز فعلی باشد». هم‌چنین با اعلام «موافقت تلویحی عبدالله نوری با تاسیس سایت» حاضران توافق کردند تا در آینده‌ای بسیار نزدیک، سایت هواداران و کلوب حامیان را راه‌اندازی کنند تا ارتباط بیش‌تری با گروه‌های مرجع برقرار کنند. راس ساعت 9 شب روز چهارشنبه، پایان نشست اعلام شد.


یکشنبه 1387/08/19

می گویند که در شهر لندن حدود ۹ ماه از سال هوا ابری است و حدود ۶ تا ۷ ماه از سال هم شاهد بارش باران در این شهر هستیم. سوال بنده از اهالی محترم لندن و حومه که این شهر را درک کرده اند این است که آیا در هنگام بارندگی در این شهر، خیابان های لندن هم دچار آب گرفتگی می شود؟

در صورتی که پاسخ به این سوال منفی است لطفا چند عکس از این خیابان ها را به همراه آدرس پستی و شماره تلفن شهردار و شورای شهر لندن، به نشانی اعضای شورای شهر و شهردار رشت ارسال نمایید.

قبلا از همکاری شما کمال تشکر را دارم.

                       


پنجشنبه 1387/08/16

شهروند امروزامروز که روزنامه کارگزاران رو در راه می خوندم، مدام به این فکر می کردم که باز قراره کدوم نشریه توقیف بشه. حیف که فکرای بد خیلی سریع تبدیل به واقعیت می شن. درد و غم توقیف ها مکرر و بی قانون تا چه زمانی باید ادامه داشته باشد، مشخص نیست. شاید هم خود روزنامه نگاران هم مقصر باشند. اگر در بهار مطبوعات و در اعتراض به توقیف ها قلم ها حداقل برای یک روز غلاف می شد، الان وضع به این گونه نیست. تا کی باید استخوان لای زخم این وضع را تحمل کرد و سوخت و ساخت، مشخص نیست. تا کی باید شاهد جوان مرگ شدن نشریات اصلاح طلب باشیم، مشخص نیست. تا کی باید شاهد ترک تازی عده ای غیرمسوول در عرصه رسانه ها باشیم، مشخص نیست. تا کی باید شاهد برخوردهای افسارگسیخته با مطبوعات باشیم، مشخص نیست. چرا این روزهای بد تمام نمی شود؟ راستی کسی می داند چطور باید به روزنامه نگاران بیکار شده تسلی داد؟


پی نوشت۱: آزار و اذیت های مکرر حضرت بلاگر ما را مجددا وادار به بازگشت به خانه قدیمی کرد. 

پی نوشت۲: ماهنامه ارژنگ هم توقیف شد



محسن آزرم>>> ابر بارانش گرفته است... و چه بی‌موقع... 

رضا شکراللهی>>>
همدلانه با نویسندگان و دوستداران شهروند امروز

اعظم ویسمه>>> شهروندی كه دیگر نیست

نفیسه زارع کهن>>> به همین سادگی ،به همین تلخی

مهران کرمی>>> شهروند تاریخی

ایمایان>>> تفاوت ها و شباهت های زمانه و شهروند

فاطمه صابری >>> توقیف شهروند

مهدی بازرگانی>>> توقیف شهروندامروز

شهرام رفیع زاده>>> شهروند عزیز امروز ننویس،پایگاه دشمن همین نزدیکی است!

یاری نیوز>>> ایران، بی شهروند شد

تابناک>>> شهروندامروز توقیف شد




درباره ما
یک "آرش بهمنی" که از تمام کارهای دنیا فقط نوشتن را بلد است
>>>
Arashbahmani[at]Gmail[dot]com
>>>
اگر از من بپرسند تو زمام دار یا قانون گذاری که از سیاست حرف می زنی، پاسخ می دهم که نه این و نه آن و به همین خاطر است که از سیاست حرف می زنم. اگر زمام دار یا قانون گذار بودم وقتم را با نوشتن این که چه باید کرد تلف نمی کردم: یا کاری را که لازم بود انجام می دادم یا لب فرو می بستم. شهروند کشوری... وعضوی از پیکر دارای حق حاکمیت هستم، هر چند ممکن است سخنم در مسایل عمومی نفوذ ناچیزی داشت باشد، اما به خاطر حق اظهارنظری که درخصوص این مسایل دارم موظفم از آن آگاه باشم و در مورد آن بررسی کنم.
ژان ژاک روسو/ قرارداداجتماعی
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو
عناوین
پيوندهاي روزانه
گاهشمار اعتراضات پس از انتخابات
ستایش آزادی در مراسم یادبود فروریختن دیوار برلین
دیوار برلین چگونه فرو ریخت؟
جشن بیستمین سالگرد سقوط دیوار برلین
24 ساعت تا اعدام احسات فتاحیان
احضار وکیلان حقوق بشری
آخرین وضعیت زندانیان سیاسی
برگزاری دومین جلسه‌ دادگاه بهزاد نبوی
تجمع خانواده‌های زندانيان سياسی در مقابل قوه قضاییه
بهرام اسماعیل بیگی:ادوار تحكیم، خار چشم كودتاگران
دیدار با علی تاجرنیا
صدور قرار 20 روزه بازداشت کوهزاد اسماعيلي مسوول شعبه گیلان سازمان ادوار
بیانیه سازمان ادوار درباره دستگیری اعضا
جدیدترین مصاحبه میرحسین موسوی
حاشیه های حضور صفارهرندی در دانشگاه گیلان
پیام ویدویی مهدی کروبی
دانلود نرم افزار فیلترشکن اولترا سرف - U96
بازخوانی یادداشتی قدیمی از دکتر حسین بشیریه
تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری با مهدی کروبی
تهدید سبزهای خارج نشین
نامه شهروندان شهربیجار برای آزادی "عبدالله رمضان زاده"
بازداشت "موسی ساکت"دبیر سازمان ادوار در آذربایجان شرقی
آزادی علی تاجرنیا و ابراهیم امینی
گزارش "بامدادخبر" از بازداشت‌شدگان سیزدهم آبان‌
دیدار سرزده‌ و نیمه‌تمام معاون مطبوعاتی جدید وزارت ارشاد از روزنامه اعتماد
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
آمار
لينك دوستان
لیبرال دموکراسی(وبلاگ دیگر من)
مسعود بهنود
سهیل سجودی
حامد قلی زاده
محمدرضا یزدان پناه
فاطمه صابری
سیدکوهزاد اسماعیلی
امین نظری
مصطفی رسته مقدم
سامان صفرزایی
ساسان آقایی
سیامک قلی زاده
محمد صادقی
آرش سیگارچی
رشید اسماعیلی
رشید اسماعیلی (دست نوشته های یک دگراندیش)
سعید قاسمی نژاد
امیرحسین اعتمادی
احسان رمضانیان
مهرداد بزرگ
نجات بهرامی
نیلوفر گلکار
لیونا عیسی قلیان
البرز زاهدی
سورنا هاشمی
ایران لیبرال
حلقه لیبرال های گیلان
محمدجواد روح
نفیسه زارع کهن
اعظم ویسمه
محمدرضا نسب عبداللهی
مسعود باستانی
مهسا امرآبادی
مهران کرمی
فرید مدرسی
امین بزرگیان
علی انجم روز
صادق جم
گیلان دخت باقری
اسحاق راستی
نعمت الله اکبری
مریم نصر اصفهانی
فرشته رضایی
کامیار چایچی
مهدی بازرگانی
بهروز صمدبیگی
زهره اسدپور
عنایت همایی راد
سینا (دل بستگی)
رها کامران
عالی جناب سرخ پوش
گفتمان اصلاحات
علی رضا کنعان رو
موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی - اقتصادی
آرای سیدجواد طباطبایی
انجمن جامعه شناسی ایران
سکولاریسم نو
نشریه الکترونیک گیلانیان
کمپین یک میلیون امضا - رشت
مهدی عربشاهی
شیوا نظرآهاری
علی ملیحی
علی جمالی
فخرالدین حیدریان
یحیی صفی آریان
مهجاد
روزبه میرابراهیمی
فرنوش حبیب نژاد
گذار
راهبرد
ایران در جهان
لوموند دیپلماتیک
سروش دباغ
آرش نراقی
محمد مجتهد شبستری
محمدسعید حنایی کاشانی
سارا شریعتی
داریوش آشوری
بهمن ارجمند
کمیته گزارشگران حقوق بشر
موسی اسماعیل زاده
بهرام اسماعیل بیگی
حسین قاضیان
گیتی عابدی
مریم شفیع پور
امیر اقتنایی
جلال الدین حجتی
آمنه شیرافکن
اندیشه زمانه
مازیار شکوری
عزیز قاسم زاده
تقی رحمانی
مانی زرشکی
مهدیه قافله باشی
بهمن ارجمند
حسن اسدی زیدآبادی
محمود سعیدی زاده
آینده گیلان
امین ساداتی
فرزاد مشیری
مرتضی سیمیاری
میلاد اسدی
خبرنامه بوعلی سینا
مینا قدیم
فرشید قربان پور
سجاد پستادست
نشریه اینترنتی ایجا
جلال رحمانی
ورگ
پرتال فرهنگی نیلوفر
فیاض خاک
فرید صلواتی
بند209
مرمر مشفقی
وهاب گایینی
جنبش راه سبز
جنبش سبز گیلان
جنبش راه سبز انزلی
دیوارنویسی
پرسش از رهبري
چگونه ایران را سبز کنیم
مرگ بر دیکتاتور
یاران سبز
دانلود رای سبز
چه باید کرد
آماده تکثیر
بمب های گوگلی کارساز
NOKIA
ahmadinejad president of iran
پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه گیلان
راه سبز امید - گیلان
محمد مصطفایی
سمیه توحیدلو
مجتبی سمیع نژاد
مسیح علی نژاد
فهیمه خضرحیدری
احسان مهرابی
هنوز
احسان تقدسی
مریم شبانی
رضا خجسته رحیمی
ابراهیم بای سلامی
احسان ابطحی
حنیف مزروعی
محمد طاهری
علي‌اصغر شفيعيان
فریبا پژوه
حسین نورانی نژاد
ساناز اله بداشتی
پرستو سرمدی
مرجان نمازی
مژگان جمشیدی
تورجان
شهاب طباطبایی
فخرالسادات محتشمی پور
هادی بیات
رضا نصیری
حامد محمدي
مقداد توانانیا
تا آزادی روزنامه نگاران زندانی
عرفان زرکامی
کارمندان دانشگاه گیلان
شاخه جوانان مشارکت گیلان
پویا قلی پور