هگل در جایی بر این نکته انگشت گذاشته بود که تاریخ همواره دوبار تکرار می شود. او فراموش کرد این را اضافه کند که بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمیک.
کارل مارکس
.jpg)
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه ما رو خواستنی نیستی،بگو...
>>> احتمال حضور نوری در انتخابات
>>> حسرت حضور نوری

فارغ از همه مسایل سیاسی که پیرامونت اتفاق می افتد، فارغ از همه مشکلات و سختی ها و دشواری ها. بی توجه به تهدید به قتل خاتمی از سوی کیهان، دعواهای خاتمی و کروبی و میرحسین، سکوت ممتد آزاردهنده عبدالله نوری، فارغ از بحث پرتنش انتخابات، فردا دو ساعتی برای تیم محبوب مان حرص خواهیم خورد، فحش خواهیم داد، تشویق خواهیم کرد، بالا و پایین می پریم، از بی خیالی کریمی و کندی نیکبخت و خستگی باقری ناراحت می شویم، سوتی های داور ایرانی را می بینیم و سکوت نمی کنیم.... فردا برای مار وز دیگری است، روزی فارغ از سیاست، روزی به رنگ قرمز، روزی برای پرسپولیس!
بالاخره سیدمحمد خاتمی به طور رسمی اعلام کاندیداتوری کرد. البته حضرت شان ما را هم از جهل مرکب درآوردند و اعلام کردند که تا الان تردید نداشتند بلکه تدبیر داشتند!
>>> یاری نیوز:خاتمی کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد+فایل صوتی اعلام کاندیداتوری خاتمی
>>> ایسنا:ترديد نداشتم، تدبير داشتم
>>> ایلنا:جاي کسي را تنگ نکردهام
>>> بامدادخبر:خاتمی رسما اعلام کاندیداتوری کرد
>>> ادوارنیوز: حضور من به معنی تنگ شدن جای دیگران نیست
>>> محمدعلی ابطحی: آقای خاتمی رسما کاندیدا شد
بازی «می آیم – نمی آیم» خاتمی هنوز ادامه دارد. وی در آخرین سخنان خود، بار دیگر این بازی را ادامه داد. فکر میکنم مشاوران خاتمی باید سخنان جدیدی را برای سخنرانی های وی ادامه دهند. پرهیز صوفیانه از قدرت با این سخنان که :«تمایلی به آمدن ندارم»، «نگران آبروی خود هستم» و ... مدت هاست رنگ باخته است. حتی اگر خود خاتمی واقعا چنین اعتقادی داشته باشد، اطرافیان وی به هیچ روی این گونه نیستند. آنان که 4 سال پیش در حالی که زیر لب با خود زمزمه می کردند:«من خود به چشم خویشتن، دیدم که میزم می رود» اکنون با نزدیک شدن به انتخابات، بار دیگر با شنیدن بوی میزهای خود، آن چنان مست شده اند که دامن از دست بداده اند. این ها همه به کنار، سخنان اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت درباره کاندیداتوری خاتمی بیش از هر مساله ای انسان را می آزارد. به این جملات دقت کنید: « خاتمی به صورت فردی تمایلی به حضور در انتخابات نداشته و تنها به خاطر دعوت هایی که از وی شده در انتخابات حضور می یابد بنابراین همه گروه ها و احزاب باید قدردان این ایثار باشند و از همه ظرفیت ها برای موفقیت استفاده کنند »
این ها گوشه ای از گفت و گوی آذر منصوری با پایگاه خبری یاری نیوز است. از بحث هایی چون لزوم حمایت احزاب از افرادی که برنامه های آنان را اجرا کند، لزوم حضور احزاب در انتخابات با برنامه مشخص، لزوم اعلام هماهنگی کاندیداها با برنامه های احزاب و ... بگذریم. بحث بر سر این است که دوستان مشارکت و سازمان واقعا شعارهای 4 سال پیش خود را فراموش کرده اند؟ دوستانی که امروز از آمدن خاتمی به هر شکل حمایت می کنند تا فقط احمدی نژاد نباشد، درباره شعارهای 4 سال پیش خود چه نظری دارند؟ در واقع به نظرمی رسد از نظر دوستان مشارکت و سازمان کاندیداتوری دکتر معین با شعارهایی که 4 سال قبل داد، اشتباهی بس بزرگ بوده است. الان هم که دوستان متوجه اشتباه خود شده اند، به کل زا شعارهای خود دست کشیده اند. برای مثال نگاه کنید به سخنرانی ها و مقالات اعضای موثر مشارکت و سازمان در سه سال و نیم اخیر و ببینید چقدر از دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، آزادی های فرهنگی – اجتماعی و ... در آن ها سخن رفته است. ببینید دوستان چقدر به شعار ایران برای همه ایرانیان پای بند بوده اند.
متاسفانه آن چه که امروز اتفاق می افتد، عقب گردی است برای جامعه ایران وبرای نیروهای دموکراسی خواه که هم چون جوامع سنتی، با خواهش و التماس شخصی را راضی به حضور در صحنه ای کنیم و طبیعتا این شخص بعد از به دست گرفتن قدرت هیچ گونه نیازی به پاسخ گویی در خود احساس نخواهد کرد. همین الان که بحث خاتمی مطرح است، چند بار دیده اید که دوستان حامی آقای خاتمی، به مرور مشکلات پیش آمده در هشت سال گذشته بپردازند و راه حل های عملی برای رفع آن مشکلات پیشنهاد کنند؟ یا حداقل بگویند که این مسایل خارج از حوزه اختیارات ما بوده و اگر بار دیگر هم اتفاق بیفتد، نمی توانیم کاری کنیم؟ نظر و موضع آقای خاتمی درباره سخنان سرلشکر فیروزابادی چیست؟ آقای خاتمی درباره پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و حمله به منزل شیرین عبادی چه نظری دارند؟ آقای خاتمی درباره حکم انحلال دفتر تحکیم وحدت و دستگیری های متعدد دانشجویان وستاره دار کردن آن ها، چه موضع گیری ای کرده اند؟ و هزاران سوال بی پاسخ این چنینی.
حداقل درباره عبدالله نوری می توانیم بگوییم او سال هاست سکوت اخیتار کرده و هر بار هم سخنی گفته، به روشنی مواضع خود را بیان داشته است که سکوت به هزار سخن در زبان است.
پی نوشت: بعضی ازدوستان درباره آقای کروبی می پرسند. باید گفت حداقل خاتمی و حامیانش زمانی شعارهایی برای دفاع از حقوق بشر و آزادی سر داده اند، اما کروبی حتی همین ها را هم نمی گوید. بحث حمایت افرادی چون عبدی و باقی و کرباسچی از کروبی نیز به ظورواضح منبعث از مسایل شخصی است. طبیعتا وقتی خاتمی و مشارکت و سازمان را نقد می کنیم، از کروبی و اعتمادملی و مجمع روحانیون مبارز عبور کرده ایم.
پی نوشت ۲: این را حتما ببینید.
داستان اصلاح طلبان ایرانی و کاندیدای آن ها در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از آن داستان های پر آب و چشم است. چند ماهی است که جناب سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور سابق، حسابی اصلاح طلبان را "سرِکار" گذاشته است.
در این جا قصد تحلیل مسایلی هم چون این که خاتمی چه می تواند بکند و چه خواهد کرد و مسایل این چنینی ندارم. فقط یک سوال برا یمن مطرح است: دوستانی که الان این گونه "ناز" آقای خاتمی را می کشند، واقعا انتظار دارند که آقای خاتمی مطالبات آن ها را مطرح کند؟ واقعا انتظار دارند آقای خاتمی مثلا در انتخاب وزرا یا دیگر مسایل با آن ها مشورت کند؟ آن چه ما می بینیم این است که آقای خاتمی همه ناز است و اصلاح طلبان همه نیاز. مگر عاشق می تواند از معشوق انتظاری داشته باشد؟ وقتی شخصی صراحتا اعلام می کند نمی خواهم در انتخابات باشم چه نیازی است به حضورش؟ فرض کنیم آقای خاتمی کاری برای پیشبرد اصلاحات نکرد – نتوانست یا نخواست – چه کسی می خواهد به ایشان اعتراض کند؟ اصلاح طلبان؟ آقای خاتمی که نمی خواست وارد صحنه شود، این اصرار و ابرام اصلاح طلبان برای حضور وی بود.
من نمی دانم در پس این پست و مقام چه رازی نهفته است که این گونه انسان ها را به "نازکشی" وا می دارد.
پی نوشت: لطفا نگویید اصلاح طلبان از ترس این که کشور در حال نابودی است و اوضاع خراب است و مسایل این چنینی، در پی آقای خاتمی روان شده اند. اگر این طور است، و حالا که به قول همه دوستان خبری از مطالبات اصلاح طلبانه نیست، دوستان به جای آقای خاتمی به طور غیرمحسوس از قالیباف حمایت کنند. این که مقام رهبری با حضور اصلاح طلبان در قدرت مساله دارد که اظهر من الشمس است. خب از آقای قالیباف یا حسن روحانی یا تیپ های این چنینی حمایت کنند که هم اوضاع اقتصادی بهتر شود، هم خودشان به پست و مقامی برسند و هم....
پی نوشت 2: زمانی در جمع اصلاح طلبان گیلانی این مساله را مطرح کردم که اصلاح طلبان تحول خواه، با تمام قوا – در حد پوسترچسبانی – حاضر به حمایت از آقای خاتمی هستند. تنها به این شرط که در "4 سال اول" حضور آقای خاتمی، افرادی که در دولت سابق ایشان پست های مدیریتی داشته اند و یا نماینده مجلس و شورای شهر بوده اند، پستی نگیرند. می دانید پاسخ مسوول کل پروژه آزادراه رشت – قزوین، عضو شورای منطقه مشارکت گیلان، عضو شورای منطقه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دبیر انجمن اسلامی مهندسان گیلان – این همه یه نفر بود!!! – چه بود؟؟" نمی دانم این فکرهای احمقانه از مغز چه کسانی تراوش می کند!"
پی نوشت 3: تیتر مطلب، مربوط به ضرب المثل معروفی است. خواستم بنویسم، ترسیدم از سوی دوستان به توهین به شخص شخیص آقای خاتمی محکوم شوم.
غلام حسین الهام: با روي كار آمدن دولت نهم مردم خود را صاحب كشور ميدانند و طعم آزادي و آزادگي را چشيدند.
پی نوشت: هیچ توضیحی ندارم. شما دارید؟
پیش نوشت: یکی دو ماهی است که بحث قطع چند درخت کهن سال در استان گیلان توسط آیت الله میرحسینی اشکوری، امام جمعه موقت رشت، رییس هیات نظارت بر انتخابات و مدیرکل اوقاف استان گیلان، نقل محاقل خبری شده است. در آخرین تحولات پیش آمده، نشریه اقتدارگرایان گیلانی، با درج چند رپرتاژ آگهی بار دیگربه دفاع ازاین قضیه پرداخت و اشکوری هم صراحتا اعلام کرد که اگر لازم باشد باز هم دست به قطع درختان خواهد زد. نوشته زیر، سرمقاله آخرین شماره هفته نامه گیلان بهتر است.
حدود دوماه است که مساله قطع چند درخت کهن سال، تبدیل به یکی از معضلات استان گیلان شده است. تبدیل یک مساله ساده، به معضلی ملی اما نه به دلیل خبررسانی و اعتراض های معمول، که به دلیل اصرار بیش از حد عامل اصلی این جریان و تاکید وی بر درستی کار خویش است. وی اخیرا صراحتا اعلام کرده است که اگر موقعیتی این چنینی پیش بیاید، بار دیگر نیز دست به همین اقدام خواهد زد.
برای خواندن مطلب، روی ادامه مطلب کلیک کنید
درزندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این زخم ها را نمی شود به کسی اظهار کرد...

این اواخر «نود» تقریبا تنها برنامه ای از تلویزیون بود که می دیدیم. چقدر حال می کردیم وقتی عادل فردوسی پور، با جهلی سقراط وار، شروع به پرسیدن سوال از مسوولان می کرد، وقتی آن ها به سوالات پاسخ های عجیب و غریب می دادند، مچ آن ها را می گرفت و پته شان را روی آب می ریخت. بارها و بارها آرزو می کردیم که ای کاش یک برنامه سیاسی یا فرهنگی هم در تلویزیون مثل «نود» وجود داشت. هنوز هم که هنوز است، مزه آن برنامه عالی که صفایی فراهانی میهمان عادل بود، زیر دهانم است. همان جایی که عادل با هوشیاری تنها سوال پرسید و شاهد نابود شدن آخوندی – برادرزاده مهندس علی آبادی – و کیورث هاشمی در مقابل صفایی فراهانی بود. دروغ چرا، بارها به عادل فحش دادم، ناسزا گفتم، استقلالی خواندمش، اما باز هم هر هفته با شوق پای برنامه اش نشستم.
عادل اما در برنامه اش یک اشتباه محاسباتی داشت. نمی دانم از سادگی اش در مسایل سیاسی بود یا آن که تصور نمی کرد که مدیران تلویزیون پشت مجری و تهیه کننده پربیننده ترین برنامه شان را خالی کنند یا هر مساله دیگری. این را می دانم که فقط عادل فردوسی پور قربانی بازی های سیاسی شد. عادل شاید تصور می کرد که مدیران سازمان هنوز هم مثل سابق انتقادپذیرند، فکر می کرد می تواند هر چه می خواهد بگوید و بگذرد، شاید فکرنمی کرد در پشت این همه شعارهای مسوولان دولت نهم، هیچ چیز نیست جز تمامیت خواهی و اقتدارطلبی. دولت نهمی ها انتقاد پذیرد، اما فقط انتقادهایی که به دیگران وارد شود و نه آن ها. عادل شاید اگر کمی – فقط کمی – مطالعه در فلسفه سیاسی داشت، می فهمید که دولت بناپارتی، از هیچ امکانی برای تبلیغ خود نمی گذرد. از کوچکترین نقدی در هر زمینه ای نخواهد گذشت. آن هم در تلویزیون، به عنوان پربیننده ترین رسانه ایرانی و آن هم نقدی در فوتبال، به عنوان ورزشی که همواره مورد استفاده دولت های این چنین قرار گرفته است- هنوزدر خاطرمان هست استفاده های ژنرال فرانکو، پینوشه و ژنرال های آرژانتینی ازفوتبال - .
آخر این قضیه چیز نیست.عادل فردوسی پور می رود، برنامه نود تعطیل می شود و آخرین پل های ارتباطی ما هم با تلویزیون قطع. حتی خاطره ای هم برایمان نمی ماند. ما مردمان کم حافظه، شاید تنها روزی روزگاری در خلوت خود یادی از «نود» و «عادل فردوسی پور»بکنیم و آهی از سر حسرت بکشیم...
آن چه اما شاید در ذهن همه ما بماند، عملکردهای دولتی است که اقتدارگرایانه، در همه مسایل ما دخالت می کند و حتی این فرصت را به ما نمی دهد که هفته ای یک شب، به حال خود باشیم. امیدوارم هم آغوشی آقای مهندس علی آبادی با جهانگیرکوثری و بهرام شفیع، به هر سه نفر این مثلث عشقی، لذتی تا بی نهایت اعطا کند.
>>> سهیل سجودی - آقایان دست از سر ورزش بردارید
>>> هوشنگ نصیرزاده - عادل فردوسی پور کیست؟
>>> امضای نامه حمایت از عادل فردوسی پور


