تحول خواهی: مهدي كروبي با تعدادی از خوانندگان از جمله خواننده رپ فارسی به نام " ساسی مانکن" دیدار کرد.
شنیده ها حاکی از این است که این دیدار در فضایی از بهت و حیرت طرفین اتفاق افتاد. از یک سو برخی از نزدیکان کروبی پس از آگاه شدن از حضور ساسی مانکن در جمع خوانندگان به کروبی نصیحت کردند که با توجه پیشینه ی مذهبی اش و رایی که در خانواده ی شهدا دارد از حضور در جمع خوانندگان خود داری کند.
گفته می شود ساسی مانکن نیز از کم و کیف این ملاقات بی خبر بوده است و تنها به جهت همراهی کردن سایر خوانندگان به حضور كروبي رسید.
گفته می شود ساسی مانکن که از فضا ها و شخصیت های سیاسی دوری می کند از این دیدار ابراز گلایه کرده است.
عرصه انتخابات در ایران، عرصه جالب و شگفت انگیزی است. گاهی افراد برای جمع آوری رای، دست به کارهایی می زنند که هیچ کس از آن ها انتظار ندارد.یکی از مثال های بارز این قضیه انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و سرود معروف ستاد دکتر معین بود: دوباره می سازمت وطن! حتما می دانید که این ترانه از سروده های سیمین بهبهانی و با صدای داریوش بود. بسیاری از دوستان می گفتند که دکتر معین، واقعا داریوش را نیم شناخت و نمی دانست چه کسی است.
حالا تصور کنید که در دیدار خوانندگان رپ با شخصی چون شیخ مهدی کروبی، خواننده ای چون ساسی مانکن هم حضور داشته باشد. [...]
به قول یکی از دوستان، الخیر فی ماوقع!
خرداد: پس از يكماه رايزني و گفتوگو عبدالله نوري از كانديداتوري در انتخابات آتي رياستجمهوري صرفنظر كرد.
اين خبر را فرزند وي تاييد كرده است.
احتمال كانديداتوري عبدالله نوري پس از آن جدي شد كه در ماه فروردين بسياري از نخبگان و فعالان سياسي از وي خواسته بودند تا كانديداتوري د رانتخابات را بپذيرد.
نوري اين احتمال را رد نكرده و گفته بود كه در حال تامل و تفكر پيرامون اين موضوع است.
نشست سهشنبهي هفتهي گذشته در خانهي وي كه از سوي هواداران كانديداتوري عبدالله نوري سازماندهي شده بود و با دعوت از طيف گستردهاي از فعالان سياسي موافق و مخالف كانديداتوري نوري همراه بود، آخرين و مهمترين رايزني جدي در اين باره بود. عبدالله نوري پس از آن نشست وعده داد كه تا پيش از پايان فروردين تصميم نهايي خود را اعلام كند.
بنابر اخبار تاييد شدهي "خرداد" اين تصميم در نهايت، انصراف نوري از كانديداتوري در انتخابات بود.
نام عبدالله نوري براي كانديداتوري در انتخابات، در تابستان سال گذشته از سوي سازمان دانشاموختگان ادوار تحكيم وحدت مطرح شد و از سوي هواداران اصلاحات ساختاري، روزنامهنگاران منتقد، چند سزامان صنفي و سياسي نيز مورد پشتيباني قرار گرفت.

تحول خواهی- به گفته منابع موثق فردي که بازجوي زندان اوين بوده در ستاد انتخاباتي مير حسين مشغول بکار است.
گفته می شود اين فرد که دارای سمت اجرایی بالایی در ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی است در دوران اصلاحات و درزمان دستگیری حمیدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در زندان اوین از وی بازجویی می کرده است. گفتنی است جبهه مشارکت پس از انصراف محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دهم با انتشار بیانیه ای از میر حسین موسوی حمایت نمود.

این چند خط را برادر عزیز فیاض خاک در فیس بوک نقل کرده بود. بخوانید و حظ کنید!
مسعود روغنی زنجانی، وزیر برنامه و بودجه در دولت میر حسین موسوی :
تخصص مهندس موسوی و تحصیلات دانشگاهی ایشان در زمینه هنر، معماری و شهرسازی است. از لحاظ فلسفی هم به فلسفه چپ علاقه وافر داشته و دارند. به شدت هم تحت تاثیر دیدگاه های دكتر علی شریعتی قرار داشتند
وقتی ما آمار فعالیت های فكری و فرهنگی جامعه را به آقای مهندس موسوی ارائه می دادیم، ایشان همیشه یادآوری می كردند كه چه قدر به عدد و رقم و ریاضیات توجه می كنید. بهتر است سری هم به كتاب های مولوی و حافظ و عارفان بزنید و این قدر خشك به مسایل توجه نكنید
------------------
وقتی در شورای اقتصاد به مسایل نقدینگی می پرداختیم كه افزایش نقدینگی منجر به بالا رفتن تورم و افزایش هزینه های سرمایه گذاری می شود و در نتیجه مردم از سرمایه گذاری منصرف می شوند و تقاضا كاهش می یابد، آقای موسوی در پاسخ به نظرات ما می گفتند، شما در محاسبات خود ضریب ایثار را اعمال نكردید، شما باید توجه داشته باشید كه مردم حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند. طبیعی است كه ایشان نخست وزیر بودند و ما به راحتی نمی توانستیم بگوییم كه شعر حافظ و مولوی چه ربطی به این مسایل دارد
------------------
موسوی(اخیرا، نه دهه ی 60):
معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامی همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصیت، احتکار فوق العاده مهم است. ما نباید دید افرادی را که درباره اقتصاد اسلامی شروع به نظریه پردازی کرده اند، محدود کنیم. آن ها سعی کردند از تمام تجربیات بشری استفاده کنند و با مسایلی که یک دولت مدرن با آن روبرو می شود، روبرو شوند و راه حل هایی برای آن داشته باشند
------------------
قبل از انقلاب ما به سمت جامعه ای می رفتیم که همه چیز در آن خرید و فروش میشد و به اصطلاح امروزی ها جامعه ای با خصلت و منش سوداگرانه بود. در این نوع جوامع همه چیز کالایی است و با پول سنجیده می شود. ارزش های فرهنگی به سمت ارزش های اقتصادی ریزش پیدا می کند و امکان خرید و فروش هر چیزی وجود دارد. کاملاً روشن است که اقتصاد اسلامی این چنین نیست. جامعه ای بود که در آن ارزش های فرهنگی بر ارزش های اقتصادی غالب بود.
پی نوشت: اشاره کنم که دو نقل قول اول از کتاب "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" است.
پی نوشت۲: مجموعه لینک های بالاترین درباره میرحسین و البته ماجرای ترک سیگار او هم بسیار خواندنی است. از دست ندهید!

گویا دروغ سیزده من درباره حضور قریب الوقوع عبدالله نوری در انتخابات، خیلی هم دروغ نبود! آخرین اخبار و گزارش ها حاکی از آن است که بسیاری از فعالان سیاسی کشور، با حضور در منزل عبدالله نوری خواهان حضور وی در انتخابات هستند ( گزارش سایت خرداد). خود عبدالله نوری تاکنون سخنی درباره حضور یا عدم حضور خود در انتخابات بیان نکرده است، گرچه یک بار در دیدار با اصلاح طلبان تحول خواه گیلان، صراحتا اعلام کرد که جواب وی به درخواست های متعدد برای کاندیداتوری در انتخابات می تواند مثبت باشد. (خبر ایلنا درباره این دیدار) خبرکاندیداتوری نوری، در میان رسانه های اینترنتی نیز بازتاب گسترده ای داشته است و طیف گسترده ای از وبلاگنویسان و کاربراناینترنتی از کاندیداتروی استقابل کرده اند(مجموعه لینک های بالاترین در این زمینه) ضمن آن که نیروهای پیرامونی عبدالله نوری با ارسال ایمیل به حامیان نوری در استان های مختلف، عملا در حال مقدمات راه اندازی ستادهای نوری هستند.
در واقع انصراف سیدمحمد خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را باید زمینه ساز چنین تصمیمی دانست. گرچه به خاتمی انتقادهای فراوانی وارد بود، اما عملکرد بسیار ضعیف دولت نهم در تمامی زمینه ها، باعث اقبال مجدد روشنفکران و فعالان سیاسی به خاتمی شده بود و با ایجاد اجماع تقربا گسترده روی خاتمی، نوری عملا از انتخابات کنار کشیده بود. اکنون اما با عدم حضور خاتمی، بسیاری از اصلاح طلبان دوچار دو گانگی شده اند. مهدی کروبی با سوابقی که در 4 سال اخیر کسب کرده است و عملا نقش غضنفر اصلاحات را بازی کرده است، نمی تواند گزینه مناسبی برای اصلاح طلبان باشد. میرحسین موسوی نیز بیش از آن که اصلاح طلب یا اصول گرا باشد، یک چپ خط امامی دهه 60 است، نیرویی که برای سیاست ورزان امروز هیچ جاذبه ای ندارد. شاید به همین دلایل باشد که اکنون غلام حسین کرباسچی نیز که عملا به دلیل لج بازی های شخصی به سمت مهدی کروبی متمایل شده بود، از عبدالله نوری برای حضور در انتخابات دعوت رسمی به عمل می آورد. (گزارش سایت جمهوریت)
داستان انتخابات ریاست جمهوری را گویا سرپایان نیست. بایدکمی منتظر ماند و دید چه می شود.
پیش نوشت: این مقاله حدودا یک سال پیش، در ادوارنیوز منتشر شده است.بی مناسبت ندیدم بار دیگر دست به انتشار آن بزنم. فکر می کنم خیلی از مضامین ذکر شده در آن، هنوز تازگی دارند.
1- آغاز یازدهمین بهار پس از گذشت «دوم خرداد» برای اصلاح طلبان، چون استخوانی لای زخم است. عید امسال، دیگر نه از تاک نشان مانده و نه از تاک نشان. از سویی دیگر زخم شکست در انتخابات 24 اسفند – که سوت پایان آن زمان بررسی صلاحیت ها از سوی هیات های اجرایی کشیده شد - هم چون خوره روح اصلاح طلبان را می خورد و می تراشد. اصلاح طلبان می توانند در باب این زخم داد سخن بر آورند، اما افسوس که دیگر گوش شنوایی با آن ها نیست.
4 سال پیش، در چنین روزهایی اصلاح طلبان متعجب از برگزاری انتخابات پارلمان هفتم توسط دولت اصلاحات، سال را تحول کردند. زمانی که نه تهدید دولتیان به استعفا و نه تحصن نمایندگان پارلمان ششم، نتوانست شورای نگهبان را از موضع قدرت به زیر بکشاند. اما اگر 4 سال پیش از این اصلاح طلبان نیم نگاهی به انتخابات نهم ریاست جمهوری داشتند و نیم نگاهی به دولت اصلاحات – گرچه تبدیل به شیر بی یال و دم و اشکم شده بود – این بار اما از هر طرف که بروند، جز بر وحشتشان افزوده نخواهد شد.
این است سرنوشت اصلاح طلبان حکومتی ایران و آنان که با شعار «فشار از پایین،چانه زنی در بالا» وارد عرصه شدند، اما پس از هشت سال نه پایی در حاکمیت (بالا) دارند تا قادر به چانه زنی باشند و نه جایگاهی در اجتماع (پایین) تا به مدد آن نیروهای خود را بسیج کنند. پس افسون شده به هر طنابی که ببینند متوسل می شوند تا شاید از غرق شدن رهایی یابند.
در باب نقد اصلاحات و عملکرد اصلاحاتیان از زمان روی کار آمدن دولت نهم سخن ها گفته شده است، آن گونه که نقد اصلاحات – و به تبع آن دست اندرکاران آن – رنگی از ملال به خود گرفته است. سیل پاسخ به پرسش هایی چون «چه باید کرد»، «چه می توان کرد»،«چرا اصلاحات مرد» و ... سرازیر شده است. اما در شرایط فعلی چاره ای نیست جز نقدی که چراغی به سوی آینده بگشاید. چراغی که باید به دست شخصی سپرده شود که هم قادر به نگاه داشتن چراغ باشد و هم آنان که در برافروختن این چراغ بوده اند را فراموش ننماید.
2- آنان که خود را اصلاح طلب نامیده اند، در این چند سال هرگز قادر – یا شاید عالم و در نگاهی بدبینانه حتی خواستار – به ایجاد نهادهای پایدار مدنی نشده اند. تمامی آن چه اصلاح طلبان ساختند و کاشتند، بر علیه خود آن ها قیام کرد و یا به کل از معنا خارج شد:اکثریت قریب به اتفاق احزاب برآمده از دوم خرداد تنها به کاریکاتوری از حزب شبیه اند که تعداد اعضای آن ها، با تعداد اعضای شورای مرکزی حزب یکی است، صندوق ذخیره ارزی بیشترین خدمتر ا به مجلس هفتم و دولت نهم کرد و اکنون از حیز انتفاع خارج شده است. زمانی بر طبل مطالبات سیاسی کوبیدند، بی آن که حد و مرزی برای آن مشخص کنند و بی آن که نیم نگاهی به توانایی های خویش برای تغییر و انعطاف ساختار برای پذیرش تغییر بیندازند. این گونه بود که هر کسی از ظن خود یار آن ها شد و با هر حرکت سیاسی، عده ای از صف اصلاح طلبان خارج شدند. از سیاست ورزی تنها «ائتلاف به هر قیمت» - حتی به بهای زیر پا نهادن اصول و ارزش های اولیه خویش – را آموختند و مصلحت را تنها در خاموش کردن روشنفکران و روزنامه نگاران و دانشجویان دیدند. این گونه است که در تقسیم غنایم، «جام می» به سیاسیون رسید و «خون دل» نصیب روزنامه نگاران و روشنفکرانی شد که تندروی کردند. تندروی هایی که یا باعث بیکاری گاهی به زندان رفتن روزنامه نگاران شد، گاهی با حمله به دانشجویان همراه شد و زمانی دیگر حکم ارتداد برای روشنفکران صادر کرد.
پس این گونه بود که «سید» اصلاح طلبان زمانی حمله به کوی دانشگاه را، حمله علیه دولت خویش – و نه دانشجویان – دانست، تعطیلی روزنامه ها واین گونه توجیه شد که «از کجا معلوم اینان [روزنامه نگاران] خود مقصر نبودند»، اهدای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی حرکتی سیاسی نام گرفت و ... پس اگر حکم به زندان دانشجویان داده شد، اگر روشنفکران یا به زندان رفتند و یا با دریافت حکم ارتداد در لاک سکوت فرو رفتند، اگر روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل شدند، برای هر کدام توجیهی ساخته شد؛ و هیچ کس هم ازخود نپرسید که مگر قرار ما در پای صندوق های رای در دوم خرداد 76، حاکمیت قانون نبود؟ بزرگان اصلاحات معتقد به «آزادی به حد کافی» بودند، آن حد از آزادی که به روشنفکران، روزنامه نگاران و دانشجویان اجازه نقد می داد، به شرطی که نقد اینان نه متوجه اصلاح طلبان باشد و نه دل نازک اقتدارگرایان را بلرزاند.
پس چراغ روزنامه ها خاموش شد و تریبون ها یکی پس از دیگری از روشنفکران گرفته شد. «پاسداران مصلحت» به تایید «هواخواهان حقیقت» نیاز داشتند، اما تنها با سکوت، و این آغاز زوال اصلاحات بود.
3- سکوت این سه گروه، بیش از حد تصور اصلاح طلبان به آنان ضربه زد. با سکوت این سه دسته استراتژی های اصلاح طلبان تبدیل شد به کلمات مبهمی هم چون «آرامش فعال» و ... و راه اصلاحات و تقویت جامعه مدنی تنها از صندوق های رای گذشت. اصلاح طلبان ناخواسته – یا شاید هم خواسته – بیش از دیگران بر طبل خودی – غیر خودی کوبیدند و هرکس را که با آن ها نبود، بر آن ها نام نهادند. مردم زمانی آگاه بودند که رای خویش را روانه سبد آن ها کنند و انتخاباتی درست بود که نام آنان از صندوق بیرون آید .
این گونه بود که قرایت اصلاح طلبان از انتخابات، به انتخاباتی حداقلی بدل شد که دامنه اش هر روز بیش از پیش محدود شد. اصلاح طلبان که اکنون از برگزاری انتخابات مجلس هشتم می نالند، از یاد برده اند که اولین بار این دولت سیدمحمد خاتمی بود که انتخابات مجلس هفتم را برگزار کرد و باز هم برای اولین بار در زمان سید محمد خاتمی بود که از مصطفی معین تا هاشمی رفسنجانی نسبت به سلامت انتخابات تشکیک کردند.
اصلاح طلبان که هم چون مقتدای خویش عبدالکریم سروش مدام بر طبل پلورالیسم می کوبیدند، در میان خود مبلغ تک صدایی شدند و هر صدای مخالف را در میان خود خاموش کردند. این گونه بود که بعد از چند سال اختلاف ها سر برآورد و شیخ مهدی کروبی – شاید ناخواسته – با شفاف کردن مرزبندی های خود با دیگر اصلاح طلبان، بیشتر خدمت را به آنان کرد.
4- این قصه هم چنان سر دراز دارد. اصلاح طلبان گویا قصد ندارند از اشتباهات گذشته خویش درس بگیرند. ائتلاف های مقطعی و تنها براساس منافع محدود زمانی، تاکنون جز خسران چیزی برای آنان نداشته است.
اکنون راهی برای اصلاح طلبان باقی نمانده است جز تجدیدنظر. نه تجدید نظر در اصول و مبانی انقلاب – آن چنان که اصول گرایان می خواهند و مدعی اند – بلکه تجدیدنظر در روش های اصلاحی خویش.
حضور عبدالله نوری در انتخابات قطعی شد
چند دقیقه پیش با چند تا از دوستان صحبت می کردیم که ناگهان پسر آقای نوری تماس گرفت. از حرف هایی که زد و زدیم بگذریم. خبر خوب و خوشحال کننده اما یک نکته بود: حضور عبدالله نوری در انتخابات قطعی شد. گویا قرار است روز شنبه بیانیه کاندیداتوری عبدالله نوری صادر شود! گویا انصراف خاتمی و موضع گیری های عجیب مهندس موسوی، دلیل اصلی اتخاذ این تصمیم آقای نوری بوده است.
منتظر خبرهای تکمیلی باشید.
>>> تاریخ: ملاقات ما با عبدالله نوری
پی نوشت: باید بگویم که این مطلب فقط دروغی بود برای در کردن نحسی روز سیزدهم! اما از سویی هم نشانه ای بود برای من تا از عکس العمل وب نگاران و وب بازان درباره عبدالله نوری باخبر شوم. اگر به هر دلیلی این مطلب موجب ناراحتی کسی شد، عذرخواهی می کنم!

بعد از زمزمه های کاندیداتوری مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری به دفاع از کروبی برخاستند و دفاع از حق روزنامه نگاران و دانشجویان و .... را از جمله ویژگی های مثبت وی دانستند. گرچه این دوستان هیچ گاه پاسخ ندادند که کروبی برای اصلاحات چه کرد و آیا اساسا جز برای اشخاص خاص – که بعدها نیز از آن ها به بهترین نحو ممکن استفاه کرد – کاری دگری انجام داده است یا خیر. به هر حال فکر می کنم نامه جمعی از اعضای تیم فنی اعتمادملی بهترین گواه است بر صداقت آقای کروبی و تیم پیرامون وی – از جمله محمد قوچانی، اکبر منتجبی و .... – در اعتقاد به اصلاح طلبی. خود بخوانید و قضاوت کنید.
>>> خانه تکانی در روزنامه اعتمادملی
تاریخ: >>> نارضایتی روزنامهنگاران اعتمادملی از خط مشی تیم جدید سردبیری
بعدنوشت: فکر می کنم این نوع حرکات آقای قوچانی و تیم همراهش بار دیگر اثبات کننده این طنز تلخ تاریخ سیاست ایران است که هر آن کس که دم از اخلاق در سیاست می زند، عملا بدترین نوع بی اخلاقی ها را انجام می دهد.
نشریه اینترنتی ایجا که به همت دوستانی چون مهدی بازرگانی و فرشید قربان پور اداره می شود، در شماره ویژه فروردین ماه خود، پرونده ای با موضوع "تجربه ی تحزب ناتمام "دارد که در آن به بررسی موردی عملکرد سه ساله شعبه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) پرداخته است.مصاحبه این نشریه با سیدکوهزاد اسماعیلی – مسوول شعبه گیلان سازمان – و گزارشی از عملکرد سه ساله سازمان و آن چه بر آن گذشته است، به همراه یادداشت هایی از اسحاق راستی – دبیرمجمع نیروهای خط امام استان گیلان، مدیرمسوول هفته نامه گیلان بهتر و از اعضای سابق سازمان - و سروش اکبرزاده – عضو دوره های اول و دوم شورای شهر رشت – پرونده ای جذاب و خواندنی را ایجاد کرده است. در این تعطیلات نوروزی اول باید دست مریزاد گفت به مهدی و فرشید عزیز که عاشقانه به کار خود ادامه می دهند و از سویی باید به همه پیشنهاد کرد که این نشریه و به خصوص پرونده جذابش درباره ادوار را از دست ندهند.
>>> ادوارنیوز: بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت >>> خبرنامه امیرکبیر: حمله نیروهای امنیتی به هفت سین خانواده های دانشجویان دربند و دانشجویان مقابل اوین >>> بی بی سی: بازداشت برگزارکنندگان مراسم تحویل سال مقابل زندان اوین >>> دویچه وله: بازداشت اعضای خانواده های دانشجویان زندانی در مقابل زندان اوین >>> خرداد: سال نوی ایرانیان با بازداشت دانشجویان آغاز شد >>> ادوارنیوز: آخرین اخبار از وضعیت بازداشت شدگان لحظه تحویل سال نو در برابر زندان اوین >>> سهیل سجودی:بازداشت اعضای دفتر تحکیم وحدت >>>سیدکوهزاد اسماعیلی: امین نظری بازداشت شد >>> سامان صفرزایی: بازداشت در مقابل زندان اوین >>>نوروز: معاون سیاسی حزب مشارکت: فشار به جریان مستقل دانشجویی نشانه وحشت اقتدارگرایان از فعال تر شدن آن ها در عرصه های سیاسی است >>>ادوارنیوز: آزادی 7 تن از بازداشت شدگان لحظه تحویل سال نو/ضرب و شتم بازداشت شدگان توسط پلیس امنیت >>>ادوارنیوز: عبدالله مومنی:مسوولان دولت نهم و دستگاه قضایی در سال جدید در صدور احکام بازداشت و حبس صرفه جویی کنند >>>خبرنامه امیرکبیر: بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درباره بازداشت خودسرانه اعضای شورای مرکزی و خانواده شان >>>گویانیوز: دانجشویان با ضمانت معلمان آزاد شدند
>>> امروز (شنبه) ساعت ۱۱ صبح ، از طریق تماس تلفنی دوست بسیار عزیز و گرامی ام، امین نظری، باخبر شدم که گویا کارهای اولیه برای آزادی دوستان دستگیر شده انجام شده است و قرار است همه افراد دستگیر شده، با قرار کفالت آزاد شوند. این خبر هنوز تایید نشده است.
>>> شنبه: متاسفانه هنوز امین نظری و بهاره هدایت در زندان هستند.
>>> بالاخره همه بچه ها آزاد شدن. هرچند هنوز بچه های پلی تکنیک ماه را از پنجره سلول خود راه راه می بینند. به امید آزادی همه زندانیانسیاسی - عقیدتی

