
خدا به ایرانی جماعت عوض بدهد که همیشه و در همه حال، مغزشان کار می کند برای حال دادن!ایرانیان می توانند از بدترین مسایل و بدترین اتفاقات،جالب ترین و خنده دارترین برداشت ها را داشته باشند. این استعداد فکر نکنم در دیگر نقاط دنیا باشد. به طور مثال فقط کافی است به جوک های ایرانی ها بعد از هر اتفاق مهمی دقت کنید تا بفهمید که من چه می گویم!
الغرض دوستان یک بازی باحال طراحی کرده اند با نام "بازی انتخابات". در این بازی شما باید میرحسین موسوی را از موانع عبور دهید تا وی بتواند به مقام ریاست جمهوری برسد. بازی کنید و دعا کنید برای طراحان که صد در دنیا و یک در آخرت نصیبشان شود!
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و تاریخ ساز ایران
آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوقهای رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرتطلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلفها و تقلبهای سازمانیافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایهای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که میتوانست در فرآیندی منصفانه و بیطرفانه مهار شود با بیتدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانههای دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمتآمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشتههای اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
جمع کثیری از دلسوزان حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزههای علمیه نسبت به افسانهپردازیهای رسانههای دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاههای نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشتشدگان و افشای وجود بازداشتگاههای غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتابزده حوادثی که پیدر پی رخ میدهند چارهچویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاههای حكومتي و شبهحكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهابآفرینی و بحرانزاییهای پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانیهایی میدانند که خود مسبب آنها بودهاند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناکترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بيتوجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جوییهای واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر میدهند.
از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی نظام جمهوری اسلامی است.
اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرشهای موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندیهای انسان جهت تعالی و تکامل محدود میشود. تاریخ به روشنی نشان میدهد که هر گاه حکومتها خواستهاند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چارهای جز متوسل شدن به چهرههای ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشتهاند، راه حلهایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویهای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزههای قرآنی به ما یاد میدهد مطلوب است.
پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیمگیریهای کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرنهای متمادی از عمر ملتها و تمدنها صرف تحصیل آن میشود و چه هزینههای گزافی که در این راه نمیپردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافتهاند که تنها راه همزیستی مسالمتآمیز سلیقه ها و گرایشها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی میکنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوههای زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه ای است که آنان را به یکدیگر پیوند میزند، اگرچه فهمهای ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.
از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارتخیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافتهاند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه میخواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کردهاند و میدانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواستهای خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستادهاند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر میپرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه میپرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندیهای فراهم شده چه باید کرد؟
به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفتهای مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.
برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم. ما خواستههایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلیترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاعرسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما میخواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بیکم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخشهایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیشبینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارتناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسانهای غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام میشود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوءاستفاده از موقعیت خود را پیدا نمیکند.
قانون اساسی ما پر از ظرفیتهایی است که هنوز به فعلیت نرسیدهاند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونهای برخورد میکنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفادههای بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیتها، آن هم تمامی این ظرفیتها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعهای یکپارچه است و نباید بر روی بخشهایی از آن که منافع اشخاص و یا گروههایی خاص را تامین میکند به صورت اغراقآمیز تاکید شود و بخشهایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیکناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامهها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیتها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافتهای دولتی در خزانهداری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بیطرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص دادهاند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض میشوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمیآیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبانهای قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد میشود.
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمانهای انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش میکند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بودهاند. نمونهای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود میدانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بیهراس از حاکمان بوده است.
و مظلومتر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام میبرند و اندک به آن عمل میشود. چه بسیار که دین را سرند میکنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی میسپارند و سلیقهها و مصلحتهای خود را متن اسلام مینامند، تا جایی که دروغ به مشخصهای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشتترین بداخلاقیها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواریهای اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم میکند.
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آمادهتر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبهروز بیشتر میشود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روحهای بزرگ و اخلاصهای مثالزدنی بود. انقلاب ما نشان داد میتواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعهای سودازده که در آن تحجر دولتسازی میکند؛ جامعهای تقلبزده، دروغزده.
برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخشهایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام میبرد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار میداد چنین روزهایی را میدید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راههای رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت میکنیم.
آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمانهایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكاميها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک میکنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشتهایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعدهای که داده است عاجز نمیشود و راههایی دیگر پیش پای کسانی که برای او میکوشند میگشاید؛ راههایی امن، راههایی هموار، راههایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راههایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راههایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.
و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بیراهه ها چگونه رو به نشيب ميروند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجهاي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كورهراهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراطگراني قرار گرفت كه نيمههاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله ميكنند و رايجترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنامهاي ركيك است.
رهروان راههاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را ميكشيدند نرسيدهاند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعترافگيري مباهات ميكند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده، ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش ميكنند.
مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستیناش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمانهایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کردهاید پیشنهاد نمیکنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیقهایی که در هر مرحله به دست میآوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جادههایی داریم که هدایت الهی پیشپایمان قرار میدهد. ما میاندیشیم و تدبیر میکنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راههایی که او برایمان میگشاید از خود کارسازی نشان میدهند.
ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کردهایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بودهاند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار دادهایم تا حاکی از هویت ایرانیمان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنههای سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگیهای حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبههای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامانهاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساختهای سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکلها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسلهمراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه میکند؛ مجموعهای پیاممحور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کردهاند.
صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب میشود در حکم لباسی است که بر قامت آن میدوزیم، و فاخرترین لباسها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقشآفرینی میکند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که به هنگام تصمیمگیری در مورد راهحلها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد ميكنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.
تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بودهایم نشان میدهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هستهها به نتیجه میرسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعهای زنده و فعال نام میبریم، جامعهای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان میدهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست خود را از ميان ميبرد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه قدرتمندي است.
وظيفهاي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمعهاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكلهاي سياسي ما سر ميزند آن است كه به صورت هستههاي معين براي چنين شبكهاي عمل كنيم.
از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروههایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقهدار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کردهاند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمیدهند. با این همه اولین قدم در راهحل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هستههای اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانههایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانههای خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هستههای اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرتهای نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات میکردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.
گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر ميپرسيم. ما معمولا تصور ميكنيم آنچه در اين گردهمآييها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام ميرسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیتهای ثمربخش قرار نگیرند بهمانند درختانی که میوههایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست میدهند، لذا باید آنها را موضوع تلاشهای اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عامالمنفعه و دیگر فعالیتهای مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخسازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.
جمعهای خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانونهای فرهنگی و ادبی، انجمنها، احزاب، جمعیتها، تشکلهای صنفی، نهادهای حرفهای، گروههایی که با هم ورزش میکنند یا در رویدادهای هنری حاضر میشوند، حلقه همکلاسیها، گروه فارغالتحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافتهاند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعههای کوچک عضویت داریم و این دستمایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هستههای جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خردهرسانههایی که از این روابط زاده میشوند میتوانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیتهای این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.
ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواستههای ما باشد. بخش مهمی از توانمندیهایی که اینک در شبکههای اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.
ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی میرسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابلمقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغهها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.
نمیتوان از جامعهای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعهای که از آزادیها و آگاهیهای اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمیماند و حتی در عهد درآمدهای افسانهای، به پیشرفتی بیشتر از صدقهپروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمیشود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیتهای جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگرانکننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشمانداز دسترسی به جامعهای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره میکند، به ویژه آن که در سیاست سالهای اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمیشود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانوادههای آنان مبدل ساخته است.
راههای خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمهای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحلهای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گامها به سوی آن حرکت کنیم.
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1. تشکیل گروه حقیقتیاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانهای
4. رسیدگی به آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات و خانوادههای جانباختگان، آزادی همه دستاندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پروندهها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانهها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيماييها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیتهای اقتصادی
ما در راهی پر از نورانیت وارد شدهایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری میطلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
میرحسین موسوی
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوها لاله زارن
لاله ها بیدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
نه خارم نه خاشاک
زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از ضربه های مرد سفاک
تنم پاره پاره شد از ضربه های مرد سفاک
من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستاده ام تا رای خود را پس بگیرم
من ایستاده ام تا رای خود را پس بگیرم
من آروم نگیرم (سر اومد زمستون)
اگر هم بمیرم (شکفته بهارون)
من ایستاده ام تا رای خود را پس بگیرم (گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون)
تبلیغات غیرقانونی با استفاده از منابع و امکانات دولتی و عمومی
• 1- به موجب ماده (68) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران: «انجام هر گونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها له یا علیه نامزدهای ریاست جمهوری از میز خطابه نماز جمعه و یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و دولتی دارد و فعالیت کارمندان در ساعات اداری و همچنین استفاده از وسایل و سایر امکانات وزارتخانهها و ادارات، شرکتهای دولتی و موسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی (به هر مقدار) استفاده میکنند و همچنین در اختیار گذاشتن وسایل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکب، مجرم شناخته میشود.» همچنین «ادارات و سازمانها و ارگانهای دولتی و نهادها و اعضای آنها با ذکر سمت خود حق ندارند له و علیه هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه و پلاکارد بدهند«
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میرحسین موسوی - ۱۰/۴/۸۸

بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
* خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
* تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
* عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
* عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
* تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
* توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
* ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
* ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
* قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
بسمه تعالي
مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.
واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در ۱۸ تير ۱۳۷۸ به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.
همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريبگريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرفنظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.
برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم تير
بسمه تعالي
هموطنان عزيز
در پي مانع تراشي ها و تهديدهاي مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري متوقف كرده بود، به اين حد نيز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه ۸۸/۴/۱ دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنيتي قرار گرفت و كاركنان شريف آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالي كه مقامات كشور و رسانه هاي دولتي مرتباً بر قانون و اجراي آن تأكيد مي كنند و معترضان به تقلب وسيع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكني متهم مي شوند، چنين برخوردي با روزنامه اي كه با اخذ مجوز قانوني شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبيران، خبرنگاران و كادر فني و اداري آن، غيرقابل درك است، مگر با قبول آنكه براي عده اي حاكميت قانون تا جايي پذيرفته است كه براي محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چيزي ديگر.
اين قانون شكني در حالي صورت مي گيرد كه ديگر رسانه هايي كه از طريق آنان ارتباط اينجانب با جامعه برقرار مي شد و نيز مطبوعات ورسانه هاي غيردولتي مورد محدوديت جدي قرار گرفته اند و تنها مجراي باز براي اطلاع رساني به مردم جريان خبرسازي يك سويه رسانه ملي و رسانه هاي دولتي است و متأسفانه جامعه را به سمت دريافت اطلاعات از طريق رسانه هاي خارجي سوق مي دهد.
اين برخوردهاي غيرقانوني، مبتني بر تحليل نادرست دولت از شرايط اجتماعي حاكم است كه راه را براي نفوذ بيگانگان در تحولات كشور باز مي كند و حركت در مسير اصلاح امور جامعه را در چارچوب مباني نظام جمهوري اسلامي دشوار مي سازد.
ضمن اعتراض شديد به تداوم اين رويه هاي غيرقانوني، بر حق ملت ايران در استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي براي ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخير و پس از آن روي داده تأكيد مي نمايم و آن را جزء لاينفك حقوق آنها بر اساس اين سند ميثاق ملي ميدانم و بر پيگيري آن اصرار ميورزم.
برادر و خدمتگزار شما- ميرحسين موسوي
چهارم تير
بسمه تعالي
جناب آقاي كدخدايي
سخنگوي محترم شوراي نگهبان
با سلام
اگرچه تاكنون در خصوص اثبات تقلب و تاييد بر بطلان انتخابات شواهد و قرائن مشهودي ارائه شده است اما پرداختن به نكته اخيرالذكر شما نيز ضرورت دارد.
اظهارات امروز شما در خصوص تعداد شهرستانهايي كه آراي آنها بيش از 100درصد واجدين حق راي بود موجب تاسف گرديد و شاهدي ديگر بر وجود گرايش جانبدارانه از نتايج موجود است.
اينكه شما تعداد اين حوزهها را 50 مورد و نه 170 شهرستان دانستهايد و كل آراي آنها را فقط 3ميليون دانستهايد كه تاثيري در نتايج انتخابات ندارد، در اين خصوص بايد متذكر شد كه اولا حداكثر مشاركت معمول را اگر 85 يا حتي 90 درصد فرض كنيم، تعداد مناطقي كه بيش از حداكثر ممكن راي دادهاند بالاي 200 منطقه خواهد شد، بهعلاوه به همين نسبت هم در شهرها و مناطق ديگر راي به صندوقها ريخته شده و برآوردها از راي دادن افراد نيز حاكي از آن است كه امكان نداشته است كه بيش از 30 يا 32 ميليون راي در فرصت موجود با تعداد حوزههاي تعيينشده از مردم اخذ شود، اين خطاي اعلان شده از سوي شما، فقط آن بخش از كوه يخ است كه روي آب ديده ميشود و جزو كوچكي از مجموعه خلافهاي انتخاباتي است.
شوراي نگهبان قبلا با همين استدلال كه مجموع آرا در برخي حوزههاي رايگيري بيشتر از واجدين حق راي بوده، آن حوزه را باطل اعلان كرده، اما اين مساله در انتخابات اخير فقط محدود به اين حوزهها نيست، بلكه در اغلب مناطق جريان داشته است و جالب اينجاست كه ناظران شوراي نگهبان كه در تعيين صلاحيت هياتهاي اجرايي هم نظارت داشتهاند، چرا در روز رايگيري گزارشي از اين تخلفات عظيم ندادهاند؟! آيا همين دليل بر بطلان كل فرايند انتخابات كافي نيست؟
پيشنهاد ميكنيم كه شوراي محترم نگهبان به جاي اتلاف وقت در شمارش آرا صندوقهايي كه طي ده روز گذشته در اختيار وزارت كشور بوده و هر كاري خواسته با آن انجام داده،تصميم نهايي را گرفته و با ابطال انتخابات مردم را خشنود كند و آرامش را به جامعه بازگردانند و كشور را از خطري عظيم رها سازند.
مهدي كروبي
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ملت بزرگ ایران
متاسفم که اعتراض مسالمت آمیز هموطنان عزیزمان در قبال تقلب و تخلف گسترده و نادیده گرفتن حق آنان در انتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور ، با سرکوب و خشونت غیر قابل وصف مواجه شد. صحنه های دلخراش و تکان دهنده شهادت تعدادی از زنان و مردان این سرزمین که مطابق نص صریح قانون اساسی و در جهت نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها رفته بودند، دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد. آیا به راستی با مردمی که در جمعه 22 خرداد با حضور خود حماسه افتخار آمیزی برای نظام خلق کردند، باید چنین بی رحمانه برخورد کرد؟ تمامی ارکان نظام جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی بعنوان میثاق ملت و آموزه های امام،مشروعیت خود را از رای ملت به طور مستقیم و یا غیر مستقیم اخذ می کند. مطابق اصل 27 قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است. پر واضح است که خیانت در امانت ملت مغایر تعهد دولت در قبال ملت بوده است (اوفو به العهود) و اتفاقا انانكه حرمت راي مردم را پاس نداشتند به ملت باید مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند و اعتراض مسالمت آمیز ملت نسبت به خیانت صورت گرفته نه تنها مخل مبانی اسلام نیست بلکه در جهت اعمال آموزه های اسلامی است.
متاسفانه کسانی که عظمت رفتار مدنی و بدور از خشونت مردم را بر نمی تابند بدنبال حاکم کردن فضای رعب و وحشت و ایجاد فضای امنیتی آزار دهنده به هدف تحمیل اراده اقلیت بر اکثریت هستند. ملت ما در جریان انقلاب اسلامی زنگار های طاغوتی را زدود و با تاسی از موازین اسلامی بدنبال عینیت بخشیدن به ارزش های والای اسلامی و ایرانی است و هر کس که بخواهد این حقیقت را کتمان کند در مقابل سیل خروشان ملت قرار خواهد گرفت . قانون اساسی این میراث گرانبهای ملت ، تضمین کننده نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی است. گسستن از نظام استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان دستاورد سال ها مبارزه مردم و رهبران ملی و مذهبی خاصه امام راحل است که به سادگی و به بهانه های واهی نمی توان مردم را از آن محروم کرد.
اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدا و مجروحین حوادث اخیر و در جهت برگزاری مراسم سوگواری در شان و منزلت شهدا بدین وسیله از هموطنان عزیز دعوت می کنم در مراسم بزرگداشت شهدای چند روز گذشته كه متعاقبا زمان و مكان ان اعلام خواهد شد حضور یابند . شايان ذكر است كه علي رغم تلاش هاي مكرر تا كنون موفق به گرفتن مكان خاص براي برگزاري اين مراسم نشده ايم و تاخير در ارسال اين بيانيه نيز به علت پيگيري و هماهنگي هاي لازم مرتبط با اخذ مكان مناسب جهت برگزاري اين مراسم بوده است . انشاءالله با پيگيري هاي مستمر موفق به اخذ مكان مناسب براي برگزاري مراسم گراميداشت شهداي حوادث اخير شويم كه به محض به نتيجه رسيدن پيگري ها مكان و زمان برگزاري اين مراسم به هموطنان اعلام خواهد شد .
اما نکاتی به اجمال و بر حسب ضررورت مطرح و از مسئولین می خواهم نسبت به آن اقدام عاجل نمایند:
1.بازداشت فله ای فعالان سیاسی و تعداد زیادی از هموطنان در راهپیمایی ها مطابق قوانین و مقررات کشور چه به لحاظ شکلی و چه به لحاظ ماهوی غیر قانونی است، لذا آزادی فوری بازداشت شدگان را که می تواند در آرامش به جامعه کمک کند خواستارم.
2.فراهم آوردن امکانات و شرایطی در جهت درمان مجروحان اخیر.
3.تحویل پیکر شهدا به خانواده آنان و اجازه برگزاری مراسم سوگواری مطابق شان و منزلت آنان.
4.لغو فضای سانسور و فشار بر مطبوعات و سایر رسانه ها.
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟
اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.
از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.
ميرحسين موسوي
31 خرداد 1388
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
بسم الله الرحمن الرحيم
اعضاي محترم شوراي نگهبان قانون اساسي
سلام عليكم
شما فقها و حقوقدانان گرامي در جايگاهي قرار گرفتهايد كه برآمده از مجاهدت ملت شريف ايران و ابتكار رهبر فقيد انقلاب و اجتهاد علما و روشنفكران منتخب مردم در مجلس خبرگان قانون اساسي است. نمايندگان ملت در اين مجلس به شرحي كه در مشروح مذاكرات آن آمده است - و برخي از ايشان در قيد حيات و از مراجع تقليد هستند – از اين حيث نظارت بر انتخابات را به شوراي نگهبان واگذار كردند كه نگران تكرار تجربه دخالت دربار و ساواك در انتخابات در رژيم گذشته بودند و گمان ميكردند با امكان تكرار تجربه ديكتاتوري در نهاد رياستجمهوري بايد نظارت بر انتخابات را به جمعي از فقها و حقوقدانان مستقل و بيطرف واگذار شود تا به نام دموكراسي، ديكتاتوري بهوجود نيايد. در سي سال گذشته هرگز اهميت اين نكته كليدي در تدوين و تفسير قانون اساسي تا اين حد مورد توجه قرار نگرفته بود كه امروز مورد توجه قرار گرفته است چراكه اكنون زمان انتخاب شوراي نگهبان است. متاسفانه به هر دليل انتخاباتي برگزار شده است كه در اثر كمدقتيها و سوءاستفادهها و باوجود فيلترهاي متعدد، اكثريت قاطعي از ملت ايران نسبت به نتيجه اعلام شده براي انتخابات معترض هستند و براي بطلان اين انتخابات دهها دليل دارند كه برخي از اين ادله از حد سند و مدرك (كه توسط نامزدهاي سهگانه به شوراي نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شياع رسيده است. سوءاستفاده برگزاركنندگان انتخابات از موقعيت خود در دولت، دخل و تصرف در راي صندوقها و وعده و وعيدهاي غيرقانوني و شبهقانوني، اتهامپراكني و پردهدري تنها پردههايي از اين اتهامات هستند كه تفصيل آنها در شكايت اينجانب به شوراي نگهبان آمده است. اگر شوراي نگهبان به سياق گذشته خود عمل كند كه به بهانه يك شام و ميهماني و يا دادن چند قلم جنس از سوي يك نامزد راهيابي به مجلس در يك حوزه انتخابيه كوچك يا دخالت يك فرماندار، انتخابات را باطل اعلام ميكرد اكنون با اين وعدههاي بزرگ و سوءاستفادههاي بزرگتر و توزيع پول از سوي مقامات بزرگتر اگر شوراي نگهبان كاري كمتر از ابطال كند در حقيقت مرتكب اشتباه بزرگي شده است.
قصد من تحت فشار قرار دادن شوراي نگهبان نيست. من به قانون عمل ميكنم و باوجود برخي باورها درباره عدم بيطرفي نهادهاي داوريكننده انتخابات هنوز اميدوارم شوراي نگهبان به وظيفه قانوني خود عمل كند و اين انتخابات را باطل اعلام كند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
اين نه خواست يك فرد كه خواست يك ملت است. كساني كه در روزهاي گذشته در اجتماعات ميليوني در خيابانهاي تهران و برخي شهرستانها حضور يافتند و با كمال نجابت و صداقت با سكوت فرياد خود را به گوش شما ميرسانند نه خس و خاشاك كه همان امت هميشه در صحنه هستند. چگونه است كه تا روز قبل از انتخابات به اين جمعيت افتخار ميشد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتي ياد ميشد و اكنون يا به الفاظ زشت از آنان ياد ميشود يا به عوامل بيگانه نسبت داده ميشوند؟ حتما به ياد داريد كه محمدرضا پهلوي هم قيام مردم تبريز را در آستانه انقلاب اسلامي به توطئه بيگانگان نسبت ميداد و ميگفت اينان از خارج وارد ايران شدهاند. حتما به خاطر داريد كه محمدرضا پهلوي مخالفانش يعني ما و شما را ارتجاع سرخ و سياه ميناميد و BBC را عامل انقلاب اسلامي ايران ميخواند. من به عنوان فردي كه از سال 1341 به عنوان يكي از ياران امام خميني براي جمهوريت و اسلاميت و آزادي در راه انقلاب اسلامي زندان رفتهام و شكنجه شدهام هشدار ميدهم كه توهين به ملت آتش خشم آنان را شعلهور ميكند. آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع ميكنند اتفاقا عصاره ملتند و هيچ نيازي به نيروي خارجي ندارند و از اموال عمومي مانند اتوبوسهاي دولتي و تبليغات تلويزيوني هم براي تجمع بيبهرهاند و هيچ حزب و گروهي هم توان گردآوري اين همه جمعيت را ندارد. اين مردم نه خواستار تغيير نظام هستند و نه اجازه هر نوع آشوبي را ميدهند. من خود در ميان جمعيت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش اين ملت اجازه سر دادن هيچ شعاري را نميداد و با خشونتطلبان مرزبندي داشت. اينان تنها يك خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياستجمهوري 22 خرداد 88 و برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امكانات دولتي است. اين انتخابات زير نظر همين نهادهاي فعلي برگزار خواهد شد و در آن هيچ چيزي جز يك رئيسجمهور تعيين نخواهد شد و معناي آن نيز هيچ چيزي جز تمكين نظام به راي ملت نخواهد بود.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
شما مهمترين ظرفيت قانوني در اصلاح اين وضع هستيد كه ميتوانيد با كمترين هزينه، خواست ملت را برآورده سازيد. مبادا با نااميدي ملت از شوراي نگهبان آن نگراني تاريخي امام خميني محقق شود كه فرموده بود: مبادا روزي ملت عليه شوراي نگهبان به خيابانها بريزند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
متاسفانه تخلفات اين دولت در برگزاري انتخابات 22 خرداد 88 در اين روز نهتنها تمام نشد بلكه پس از آن با وجود جو التهاب و اعتراض در جامعه بر روي آتش خشم ملت نفت ريختند. مردم را خس و خاشاك خواندند، با چماق و قمه به اجتماعات مسالمتآميز و آرام آنان حمله كردند، با مهندسي آشوبها آنها را به نام ملت نوشتند، به كوي دانشگاه حمله كردند، به شكل لباسشخصيها وارد خانههاي مردم شدند، اعتراض ملت به دولت را اعتراض به نظام خواندند و در پناه سانسور رسانهها و محدوديت سايتها و قطع موبايلها و پيامكها و ايجاد جو رعب و وحشت به بازداشت گسترده نخبگان و روشنفكران پرداختند تا جايي كه فردي كه نيازمند مراقبتهاي مستمر پزشكي است و جانش در خطر است را بازداشت كردند يا پيرمرد هفتادوچندسالهاي را از بيمارستان به زندان بردند يا فرزند شهدا و جانبازان را بازداشت كردند و در ميدان آزادي هم افرادي را كشتند و هم با گرفتن زير تابوت اين شهدا از آن براي خاموشي ملت استفاده كردند و اين همه در حق ملتي است كه در تجمعات هفته گذشته خود با تكبير و صلوات و سكوت اعتراض خود را اعلام كردهاند. اگر شما بخواهيد به عدالت رفتار كنيد همين رفتارهاي هفته گذشته دولت خود در ابطال انتخابات مهمترين سند است. دولتي كه برپايه انتخابات مشروع به قدرت برسد به اين جو رعب و وحشت چه نيازي دارد؟
اعضاي محترم شوراي نگهبان
با راي عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و برگزاري انتخابات مجدد اراده ملت را بپذيريد و بقاي نظام را تضمين كنيد كه اين به عدالت نزديكتر است.
مهدي كروبي
29 خرداد 88
به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند
بسمه تعالی
ملت شریف ایران
همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.
میرحسین موسوی
بسمه تعالی
شورای امنیت کشور
طی ایام اخیر به کرات مشاهده می شود که همردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدون جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ....) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهرکنندگان حمله می کنند و ضمن تحریک اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذکر می شوم این پدیده شوم که متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده کنند تنها نشان می دهد که نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی اش کاملا اطلاع دارد، به صورتی که حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشکل او نسبت پیدا کند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و توامان شهروندان است که طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.
ضمن محکوم کردن این رویه از کلیه مقامات ذیربط موکدا درخواست می شود جهت کمک به حفظ آرامش و امتناع از تحریک اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز مردم فورا از مداخلات این افراد جلوگیری به عمل آورند.
میرحسین موسوی
رونوشت: شورای عالی امنیت ملی
بسمالله الرحمن الرحیم
تخلفاتی که در دهمین انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است بسیار جدی است و رنجش عمیق شما کاملاً به حق است. در عین حال قاطعانه از شما میخواهم هیچ فرد یا گروهی خود را در معرض صدمه قرار نداده آرامش و متانت خویش را از دست ندهد و همگان در هر حال حساب خود را از هر گونه رفتار خشونتآمیز جدا نمایند. همچنین از نیروی انتظامی انتظار دارم با درایت مردم را از خود دانسته احساسات آنها را در این شرایط درک کند.
ما شکایت جدی خود را از جریان انتخابات و روندهای ناسالمی که در طی آن دیده شد با تمام توان پیگیری خواهیم کرد و نتایج آن را به اطلاع عموم خواهیم رساند.
میرحسین موسوی
هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب میرسد.
اطمینان دارم که این واکنشها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل میشود.
اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بودهایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.
اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال میکنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام میدانیم و حرکت سیاسی را در چارچوبهای قانونی دنبال میکنیم.
امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار میدهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا میخواند.
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم.
توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفتهای مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر میتواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشههای انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دلها و خواستههای ما با هم خواهد بود.
متاسفانه تلاش گستردهای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت میگیرد و به این نکته توجه نمیشود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنشهای موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حلهای ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه میکنم از برخورد خشن با حرکتهای خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.
این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شدهاند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.
پیام مهم و فوری میرحسین موسوی به مردم
با توجه به ابراز نگرانی های مردم اعلام می کنم که حال اینجانب و خانواده ام خوب است و علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده ام.
همچنین امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می باشم . از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده اند.
از مردم عزیز می خواهم ضمن حضور در صحنه، از هرگونه درگیری و تشنج که قطعا به نفع گروه قانون گریز و متقلب تمام خواهد شد بپرهیزند.
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران
واکنش های خود جوش شما به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده آگاهی و تعهد شما نسبت به ایران اسلامی و عدم مشروعیت نتیجه اعلام شده برای انتخابات 22 خرداد 1388 است گرچه می دانید و می دانیم که اگر امکان داشت این واکنش ها از راههای قانونی و در چارچوب های مدنی انجام می شد از مطلوبیت بیشتری برخوردار بود. اما در حال با توجه به حضور آگاهانه شما مطمئن باشید نامزدهای مورد علاقه شما در این دوره انتخابات از حق خود و شما کوتاه نخواهند آمد . نتیجه اعلام شده انتخابات برآمده از دو انحراف اساسی در مسیر تاریخ انقلاب است .
اول: انحراف از جمهوریت نظام که نقطه شروع ان برگزاری دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال 1369 و رد صلاحیت گسترده یاران امام (ره) پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی بود و این انحراف سبب شد جمهوری مورد نظر امام مخدوش شود و امروزه حتی افرادی که در این انحراف مقصر بودند از آن آسیب می بینند و کار به جایی رسیده که از کلیت جمهوری اسلامی، هر دو رکن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است .
دوم : انحراف از اصلاحات که با فرصت سوزی و از دست دادن خودخواهانه موقعیت های بی نظیری که ملت ایران در حوادث پس از دوم خرداد 1376 در اختیار ما قرار داده بود شروع شد با سوء مدیریت و اجازه مصادره ان توسط نااهلان و سود جویان منتهی به انتخابات مجلس هفتم و سپس تشکیل دولت نهم که مهم ترین مخالف اصلاحات در سال 1384 و تثبیت او در سال 1388 گردید . من بار دیگر اعلام می کنم انتخاباتی که با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی که به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی که هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واکثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق ، از آرای مردم پاسداری کند . بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد . فارغ از قضاوت من درباره برخی از اعضای تاثیر گذار شواری نگهبان و عوامل تاثیر گذار پشت صحنه ان به ملت عزیز ایران عرض می کنم که ضمن اعلام نظرات صریح خود درباره عدم مشروعیت نتایج انتخابات از ظرفیت های قانونی موجود بهره ببرند و از نیروی انتظامی و امنیتی می خواهم حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت نمایند و نگذارند با انتشار تصاویر موحش و موهن در رسانه های خارجی موجبات وهن نظام جمهوری اسلامی فراهم آید و بدانند که شکرانه بیرون اوردن اقای محمود احمدی نژاد از صندوق های رای ضرب و شتم مردم ، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی واجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست . همچنین به دولت و دست اندرکاران هم یادآوری می نمایم که قطع وسایل ارتباط جمعی ، سایت ها ، موبایل ها ، پیامک ها و تلویزیون ها در شان جمهوری اسلامی که همواره مورد تایید حضرت امام (ره) بوده است نمی باشد . کار به جایی رسیده است که حتی از انتشار اطلاعیه ها و بیانیه های اینجانب در روزنامه ها و حتی روزنامه اینجانب خودداری می شود و مطبوعات مورد تهدید قرار می گیرد .
اینجانب با تاکید بر هویت مستقل و اصلاح طلبانه خود درخواست ابطال این انتخابات منحرف شده را به نام صیانت از ارای شما پیگیری نموده و در صورتی که دولت و شورای نگهبان بر ان اصرار داشته باشد ، تصمیمات خود را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رسانید . نمایش غیر قانونی امروز از سوی آقای احمدی نژاد که خود را قبل از تایید انتخابات و رسیدگی به شکایات، رییس جمهور منتخب نامیده است نیز پرده دیگری از این نمایش مضحک است.
در پایان ضمن تشکر مجدد از حضور آگاهانه شما در صحنه ، به ملت شریف و جوانان غیور این سرزمین توصیه می نمایم که با حضور خود در صحنه و مراقبت از تحولات جاری ارامش را حفظ نمایند تا بهانه به دست غوغا سالاران ، انحصار طلبان و سرکوب گران ندهند .
والسلام علیکم
مهدی کروبی – 24 /3 /88
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.
به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر میدهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر ( ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون
میر حسین موسوی
========>>>
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
22 خرداد ماه كه از حيث مشاركت كم سابقه شما مردم عزيز مي توانست جشنواره بزرگ جمهوريت در نظام امام خميني (ره) باشد به سوگواري تبديل شد ، و در سوگواري جز مرثيه چه مي توان خواند ، مرثيه اي براي اعتبار و آبروي راي فردي كه به عشق و ايمان براي تغيير اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنين تخلف در امانت ديدند . نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است كه حتي از شمارش رايي كه آن مرحوم به خويش داده بود دريغ كردند و تكرار دروغ پردازي هاي تلويزيوني يادآور آمارهاي منتشر شده در مناظره هاست . شگفتا كه مشاركت ملت به ابزار تحكيم دولت تبديل شد ، واز دموكراسي به سوء استفاده از مشاركت ملت بسنده شد . بديهي است كه نتايج و نهاد برآمده از چنين شمارش آرايي فاقد مشروعيت است و مورد قبول اينجانب نيست .
من به پيشگاه ملت شكايت مي برم و دستان همه راي دهندگان به خصوص دانشجويان ،روشنفكران ،زنان محرومين و افراد مورد تبعيض اعم از دگر انديشان ،اقليت هاي قومي و مذهبي ،دراويش ،اهل حق را مي بوسم و حتما در مقابل اين مهندسي و تنظيم ناشيانه راي ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردي مستقل در چارچوب فكري و سياسي خاص خود و بر اساس مواضع و بيانيه هايي كه منتشر كرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بيانيه هاي بعدي به اطلاع ملت بزرگ ايران خواهم رساند . اين تازه اول داستان است .
مهدي كروبي
متاسفانه انتخابات در کشور ما همیشه اثرات و تبعات منفی زیادی داشته است. چه بسیار دوستی ها و رفاقت ها که با انتخابات از بین رفته است و چه تهمت ها که به انسان ها نمی چسبد.
بی هیچ توضیحی ضمن عذرخواهی و پوزش از جناب آقای "مهرداد بزرگ" به عنوان پدرخوانده لیبرال های ایران و جهان و کهکشان راه شیری، اعلام می دارم که بنده اصولا هیچ رابطه با دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال نداشته و هرگز هم لیبرال نبوده ام و نخواهم شد و تاکنون نیز در جهل مرکب بودم. من اکنون به عنون یک چپ استالینیست پی به اشتباهات خود برده ام و ضمن عذر تقصیر به پیشگاه ملکوتی جناب آقای "مهرداد بزرگ" خشنودی خودم را از این که به وسیله جناب آقای "مهرداد بزرگ" با گفتمان لیبرالیستی آشنا شده ام.
امیدوارم جناب آقای "مهرداد بزرگ" - که واقعا بزرگ هستند - بنده را عفو کنند.
زیاده عرضی نیست.
گویا ترس از شکست در انتخابات پیش رو، اقتدارگرایان را چنان گیج و آشفته کرده است که به هر روشی برای ارعاب ملت متوسل می شوند. بعد از اتفاقاتی که دیشب و بعد از مناظره کروبی - احمدی نژاد در رشت رخ داد، امشب و بعد از این که مهندس موسوی دست به افشای دروغ های شب های قبل زد، عده زیادی از طرفداران مهندس موسوی در خیابان گلسار جمع شدند تا جشن شادی رسوایی شرمندگان تاریخ ایران را برپا کنند. اما بعداز گذشت حدود یک ساعت، عده زیادی از این جوانان توسط نیروی انتظامی در رشت دستگیر و به کلانتری ۱۴ گلسار منتقل کردند. تا الان - ساعت ۳ نصفه شب - خبرهای غیررسمی خبر از دستگیری حدود ۳۰ نفر از طرفداران موسوی می دهد که اکثریت شان از افرادی بودند که پوسترهای موسوی را به شیشه های ماشین خود چسبانده بودند. همچنین شنیده می شود که برخوردهای ناشایستی با این افراد انجام گرفته است.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.
[...]
>>> داستان یک روزنامه نگار در اعتماد ملی که گفت :"نه"
>>> اخراج وحید پور استاد از اعتماد ملی
بيانيه مشترك خشايار ديهيمي و بابك احمدي
سرو: خشايار ديهيمي و بابك احمدي در بيانيهاي مشترك از دغدغههاي خود درباره دهمين انتخابات رياستجمهوري گفتند، انتخاباتي كه در آن دو كانديداي اصلاحطلب حضور دارند و ميتواند پاياني باشد بر دولت محمود احمدينژاد. پيش از اين بابك احمدي حمايت خود را از مهدي كروبي اعلام كردهبود و حال در اين بيانيه خشايار ديهيمي حمايت خود را از ميرحسين موسوي اعلام ميكند. اين نكتهاي است كه ديهيمي و احمدي را به عنوان دو روشنفكر بر آن داشتهاست تا بيانيهاي مشترك بنويسند: «ضرورت دفاع از اصلاحطلبی در انتخابات» و پرهيز از «هرگونه بیان و اقدامی که منجر به تفرقه، اختلاف، دودستگی و ناامیدی میان اصلاحطلبان شود.»
متن اين بيانيه به شرح زير است:
***
ملت ایران و جنبش اصلاحات ایران در آستانه آزمونی بزرگ قرار گرفتهاند. انتخاباتی که در مقابل ماست تعیین خواهد کرد که آیا اوضاع چهار سال گذشته به پایان خواهد رسید یا نه. اوضاعی بحرانی به معنای دقیق کلمه چه در زمینه اقتصادی و معیشت مردم، چه در زمینههای زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.
ما خواهان پایاندادن به اوضاعی هستیم که آن را برای ملت مان ناروا و تحقیرآمیز ارزیابی میکنیم. به گمان ما کارنامه چهارساله حکومت آقای احمدینژاد اسباب سرشکستگی حکومت و تحقیر ملی بوده است. میدانیم که جایگزین آن دولتی دمکراتیک نخواهد شد اما به این نکته هم اطمینان داریم که هرگاه یکی از دو کاندیدای اصلاحطلب حاضر در صحنه انتخابات موفق به کسب اکثریت آرا مردم ایران شدند، راه به سوی تحقق آرمانهای اصلاحطلبانه که رفاه، توسعه پایدار، حفظ حقوق دمکراتیک و شهروندی مردم است گشوده خواهد شد.
ما حضور دو کاندیدای اصلاحطلب را در صحنه به فال نیک میگیریم و تصور میکنیم که این دو نیرو بهدلیل تفاوتهای واقعی و برنامههایی مختلف شکل گرفتهاند و در صحنه انتخابات کنونی نیز به حقوق مردم پا میفشارند. اطمینان داریم که حتی در مرحله کنونی که در آستانه دور نخست انتخابات ریاستجمهوری قرار داریم امکان همکاری و نزدیکی میان دو نیروی اصلاحطلب با حفظ عقاید، برنامهها و شعارهای آنان وجود دارد. دلیل این اطمینان ما تعهد هر دو کاندیدا به حقوق ابتدایی مردم از یک سو و حضور نیروی اصلی مخالف اصلاحات در انتخابات از سوی دیگر است. ما باید بتوانیم این نیروی اصلی مخالف را شکست بدهیم و آن را بهعنوان یک مانع از سر راه جنبش آزادیخواه مردم برداریم. همه میدانیم که مشکل فقط شخص آقای احمدینژاد نیست، بلکه تمام نیروهایی است که از چهار سال پیش تاکنون از او حمایتهای آشکار کردهاند. همه میدانیم که پشتگرمی او برای حضور در انتخابات از کجا میآید و به چه دلیل است.
ما نویسندگان این نامه گزینه مشترکی میان دو نامزد اصلاحطلب نداریم و هر یک از ما بنا به دلایلی از یکی از دو کاندیدا یعنی آقایان کروبی و موسوی دفاع میکنیم اما هشدار میدهیم که مبارزه انتخاباتی پیش رو دشوار است و پیروزی بر نیروهای مخالف آزادی و حقوق ملت آسان نیست. بههمین دلیل از تمامی فعالان شعارهای دو نامزد و از همه هواداران آنان در سراسر کشور درخواست میکنیم که با رعایت اخلاق دمکراتیک،حفظ احترام دو نیروی اصلاحطلب، پذیرش تفاوت و «دیگری»، پذیرش حقوق برابر دو نیرو از هرگونه بیان و اقدامی که منجر به تفرقه، اختلاف، دودستگی و ناامیدی میان اصلاحطلبان شود، پرهیز کنند و دو نامزد را چنان که به راستی شایستهاند محترم بدارند و با همکاری امروز راه را بر همراهی فردا بگشایند.
در صورتی که انتخابات به دور دوم کشیده شود و یکی از دو نامزد اصلاحطلب به آن راه یابند (که این نیز مستلزم فعالیت مشترک دو ستاد کاندیداها در راه تضمین سلامت انتخابات و صیانت از آرا مردم است) همه ما با یقین به ضرورت پیروزی اصلاحطلبی و دموکراسی در دور دوم به آن نامزد رای خواهیم داد. از همه کسانی که با این رویکرد موافقت دارند میخواهیم که با امضای آن همراهیشان را اعلام کنند. به امید پیروزی و تاکید بر ضرورت همکاری در عمل در عین حفظ دیدگاهها و برنامههای متفاوت.
خشایار دیهیمی و بابک احمدی



میرحسین موسوی گفت مخالف سرمایه داران زالو صفت هستم، گفتند به خاطرمنافع ملی سکوت کنید و کاندیدای اصلاح طلبان «پیشرو» را تخریب نکنید. بترسید از روزی که احمدی نژاد مجددا رای بیاورد. ساکت شدیم.
میرحسین موسوی حتی حاضر نشد بگوید اصلاح طلبم و همه جا اصلاح طلبی و اصول گرایی را با هم جمع کرد، گفتند به خاطرمنافع ملی سکوت کنید و کاندیدای اصلاح طلبان «پیشرو» را تخریب نکنید. بترسید از روزی که احمدی نژاد مجددا رای بیاورد. ساکت شدیم.
میرحسین موسوی به هیچ کدام از گروه های منتقد وقت ملاقات نداد که هیچ، سایت رسمی اش با دبیر طیف جعلی ودولت ساخته تحیکم وحدت مصاحبه کرد و وی را دبیر تشکیلات دفترتحکیم وحدت خواند، گفتند به خاطرمنافع ملی سکوت کنید و کاندیدای اصلاح طلبان «پیشرو» را تخریب نکنید. بترسید از روزی که احمدی نژاد مجددا رای بیاورد. ساکت شدیم.
میرحسین موسوی هیچ کدام از مطالبات – حتی حداقلی ما را – بیان نکرد، گفتند به خاطرمنافع ملی سکوت کنید و کاندیدای اصلاح طلبان «پیشرو» را تخریب نکنید. بترسید از روزی که احمدی نژاد مجددا رای بیاورد. ساکت شدیم.
میرحسین موسوی در ستادش از افرادی استفاده کرد که خدماتشان به حاکمیت و طلم هاشان به مردم اظهر من المشس بود، گفتند به خاطرمنافع ملی سکوت کنید و کاندیدای اصلاح طلبان «پیشرو» را تخریب نکنید. بترسید از روزی که احمدی نژاد مجددا رای بیاورد. ساکت شدیم.
حالا که عکاسان مطبوعاتی را هم مورد ضرب و شتم قرار می دهند، سکوت کنیم؟
>>> خرداد:ضرب و شتم عکاسان رسانه ها
تحول خواهی: مهدي كروبي با تعدادی از خوانندگان از جمله خواننده رپ فارسی به نام " ساسی مانکن" دیدار کرد.
شنیده ها حاکی از این است که این دیدار در فضایی از بهت و حیرت طرفین اتفاق افتاد. از یک سو برخی از نزدیکان کروبی پس از آگاه شدن از حضور ساسی مانکن در جمع خوانندگان به کروبی نصیحت کردند که با توجه پیشینه ی مذهبی اش و رایی که در خانواده ی شهدا دارد از حضور در جمع خوانندگان خود داری کند.
گفته می شود ساسی مانکن نیز از کم و کیف این ملاقات بی خبر بوده است و تنها به جهت همراهی کردن سایر خوانندگان به حضور كروبي رسید.
گفته می شود ساسی مانکن که از فضا ها و شخصیت های سیاسی دوری می کند از این دیدار ابراز گلایه کرده است.
عرصه انتخابات در ایران، عرصه جالب و شگفت انگیزی است. گاهی افراد برای جمع آوری رای، دست به کارهایی می زنند که هیچ کس از آن ها انتظار ندارد.یکی از مثال های بارز این قضیه انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و سرود معروف ستاد دکتر معین بود: دوباره می سازمت وطن! حتما می دانید که این ترانه از سروده های سیمین بهبهانی و با صدای داریوش بود. بسیاری از دوستان می گفتند که دکتر معین، واقعا داریوش را نیم شناخت و نمی دانست چه کسی است.
حالا تصور کنید که در دیدار خوانندگان رپ با شخصی چون شیخ مهدی کروبی، خواننده ای چون ساسی مانکن هم حضور داشته باشد. [...]
به قول یکی از دوستان، الخیر فی ماوقع!
خرداد: پس از يكماه رايزني و گفتوگو عبدالله نوري از كانديداتوري در انتخابات آتي رياستجمهوري صرفنظر كرد.
اين خبر را فرزند وي تاييد كرده است.
احتمال كانديداتوري عبدالله نوري پس از آن جدي شد كه در ماه فروردين بسياري از نخبگان و فعالان سياسي از وي خواسته بودند تا كانديداتوري د رانتخابات را بپذيرد.
نوري اين احتمال را رد نكرده و گفته بود كه در حال تامل و تفكر پيرامون اين موضوع است.
نشست سهشنبهي هفتهي گذشته در خانهي وي كه از سوي هواداران كانديداتوري عبدالله نوري سازماندهي شده بود و با دعوت از طيف گستردهاي از فعالان سياسي موافق و مخالف كانديداتوري نوري همراه بود، آخرين و مهمترين رايزني جدي در اين باره بود. عبدالله نوري پس از آن نشست وعده داد كه تا پيش از پايان فروردين تصميم نهايي خود را اعلام كند.
بنابر اخبار تاييد شدهي "خرداد" اين تصميم در نهايت، انصراف نوري از كانديداتوري در انتخابات بود.
نام عبدالله نوري براي كانديداتوري در انتخابات، در تابستان سال گذشته از سوي سازمان دانشاموختگان ادوار تحكيم وحدت مطرح شد و از سوي هواداران اصلاحات ساختاري، روزنامهنگاران منتقد، چند سزامان صنفي و سياسي نيز مورد پشتيباني قرار گرفت.

تحول خواهی- به گفته منابع موثق فردي که بازجوي زندان اوين بوده در ستاد انتخاباتي مير حسين مشغول بکار است.
گفته می شود اين فرد که دارای سمت اجرایی بالایی در ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی است در دوران اصلاحات و درزمان دستگیری حمیدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در زندان اوین از وی بازجویی می کرده است. گفتنی است جبهه مشارکت پس از انصراف محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دهم با انتشار بیانیه ای از میر حسین موسوی حمایت نمود.

این چند خط را برادر عزیز فیاض خاک در فیس بوک نقل کرده بود. بخوانید و حظ کنید!
مسعود روغنی زنجانی، وزیر برنامه و بودجه در دولت میر حسین موسوی :
تخصص مهندس موسوی و تحصیلات دانشگاهی ایشان در زمینه هنر، معماری و شهرسازی است. از لحاظ فلسفی هم به فلسفه چپ علاقه وافر داشته و دارند. به شدت هم تحت تاثیر دیدگاه های دكتر علی شریعتی قرار داشتند
وقتی ما آمار فعالیت های فكری و فرهنگی جامعه را به آقای مهندس موسوی ارائه می دادیم، ایشان همیشه یادآوری می كردند كه چه قدر به عدد و رقم و ریاضیات توجه می كنید. بهتر است سری هم به كتاب های مولوی و حافظ و عارفان بزنید و این قدر خشك به مسایل توجه نكنید
------------------
وقتی در شورای اقتصاد به مسایل نقدینگی می پرداختیم كه افزایش نقدینگی منجر به بالا رفتن تورم و افزایش هزینه های سرمایه گذاری می شود و در نتیجه مردم از سرمایه گذاری منصرف می شوند و تقاضا كاهش می یابد، آقای موسوی در پاسخ به نظرات ما می گفتند، شما در محاسبات خود ضریب ایثار را اعمال نكردید، شما باید توجه داشته باشید كه مردم حاضر به ایثار و از خود گذشتگی هستند. طبیعی است كه ایشان نخست وزیر بودند و ما به راحتی نمی توانستیم بگوییم كه شعر حافظ و مولوی چه ربطی به این مسایل دارد
------------------
موسوی(اخیرا، نه دهه ی 60):
معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامی همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصیت، احتکار فوق العاده مهم است. ما نباید دید افرادی را که درباره اقتصاد اسلامی شروع به نظریه پردازی کرده اند، محدود کنیم. آن ها سعی کردند از تمام تجربیات بشری استفاده کنند و با مسایلی که یک دولت مدرن با آن روبرو می شود، روبرو شوند و راه حل هایی برای آن داشته باشند
------------------
قبل از انقلاب ما به سمت جامعه ای می رفتیم که همه چیز در آن خرید و فروش میشد و به اصطلاح امروزی ها جامعه ای با خصلت و منش سوداگرانه بود. در این نوع جوامع همه چیز کالایی است و با پول سنجیده می شود. ارزش های فرهنگی به سمت ارزش های اقتصادی ریزش پیدا می کند و امکان خرید و فروش هر چیزی وجود دارد. کاملاً روشن است که اقتصاد اسلامی این چنین نیست. جامعه ای بود که در آن ارزش های فرهنگی بر ارزش های اقتصادی غالب بود.
پی نوشت: اشاره کنم که دو نقل قول اول از کتاب "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" است.
پی نوشت۲: مجموعه لینک های بالاترین درباره میرحسین و البته ماجرای ترک سیگار او هم بسیار خواندنی است. از دست ندهید!

گویا دروغ سیزده من درباره حضور قریب الوقوع عبدالله نوری در انتخابات، خیلی هم دروغ نبود! آخرین اخبار و گزارش ها حاکی از آن است که بسیاری از فعالان سیاسی کشور، با حضور در منزل عبدالله نوری خواهان حضور وی در انتخابات هستند ( گزارش سایت خرداد). خود عبدالله نوری تاکنون سخنی درباره حضور یا عدم حضور خود در انتخابات بیان نکرده است، گرچه یک بار در دیدار با اصلاح طلبان تحول خواه گیلان، صراحتا اعلام کرد که جواب وی به درخواست های متعدد برای کاندیداتوری در انتخابات می تواند مثبت باشد. (خبر ایلنا درباره این دیدار) خبرکاندیداتوری نوری، در میان رسانه های اینترنتی نیز بازتاب گسترده ای داشته است و طیف گسترده ای از وبلاگنویسان و کاربراناینترنتی از کاندیداتروی استقابل کرده اند(مجموعه لینک های بالاترین در این زمینه) ضمن آن که نیروهای پیرامونی عبدالله نوری با ارسال ایمیل به حامیان نوری در استان های مختلف، عملا در حال مقدمات راه اندازی ستادهای نوری هستند.
در واقع انصراف سیدمحمد خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را باید زمینه ساز چنین تصمیمی دانست. گرچه به خاتمی انتقادهای فراوانی وارد بود، اما عملکرد بسیار ضعیف دولت نهم در تمامی زمینه ها، باعث اقبال مجدد روشنفکران و فعالان سیاسی به خاتمی شده بود و با ایجاد اجماع تقربا گسترده روی خاتمی، نوری عملا از انتخابات کنار کشیده بود. اکنون اما با عدم حضور خاتمی، بسیاری از اصلاح طلبان دوچار دو گانگی شده اند. مهدی کروبی با سوابقی که در 4 سال اخیر کسب کرده است و عملا نقش غضنفر اصلاحات را بازی کرده است، نمی تواند گزینه مناسبی برای اصلاح طلبان باشد. میرحسین موسوی نیز بیش از آن که اصلاح طلب یا اصول گرا باشد، یک چپ خط امامی دهه 60 است، نیرویی که برای سیاست ورزان امروز هیچ جاذبه ای ندارد. شاید به همین دلایل باشد که اکنون غلام حسین کرباسچی نیز که عملا به دلیل لج بازی های شخصی به سمت مهدی کروبی متمایل شده بود، از عبدالله نوری برای حضور در انتخابات دعوت رسمی به عمل می آورد. (گزارش سایت جمهوریت)
داستان انتخابات ریاست جمهوری را گویا سرپایان نیست. بایدکمی منتظر ماند و دید چه می شود.
حضور عبدالله نوری در انتخابات قطعی شد
چند دقیقه پیش با چند تا از دوستان صحبت می کردیم که ناگهان پسر آقای نوری تماس گرفت. از حرف هایی که زد و زدیم بگذریم. خبر خوب و خوشحال کننده اما یک نکته بود: حضور عبدالله نوری در انتخابات قطعی شد. گویا قرار است روز شنبه بیانیه کاندیداتوری عبدالله نوری صادر شود! گویا انصراف خاتمی و موضع گیری های عجیب مهندس موسوی، دلیل اصلی اتخاذ این تصمیم آقای نوری بوده است.
منتظر خبرهای تکمیلی باشید.
>>> تاریخ: ملاقات ما با عبدالله نوری
پی نوشت: باید بگویم که این مطلب فقط دروغی بود برای در کردن نحسی روز سیزدهم! اما از سویی هم نشانه ای بود برای من تا از عکس العمل وب نگاران و وب بازان درباره عبدالله نوری باخبر شوم. اگر به هر دلیلی این مطلب موجب ناراحتی کسی شد، عذرخواهی می کنم!
گاهی دوستان سوال می کنند حالا که بنده به تمامی کاندیداهای اصلاح طلب نقددارم و این آخر سالی، با نوشته هاو حرف ها و رفتارهایم، بسیاری را نیز از خودم رنجانده ام،چه موضع انتخاباتی دارم. فکر می کنم مصاحبه ای که برای آخرین شماره ضمیمه روزنامه اعتماد در سال جاری، با عبدالله مومنی درباره انتخابات، وضع خاتمی، میرحسین موسوی و چگونگی کنش سیاسی عبدالله نوری انجام داده ام، می تواند به بهترین وجه مشخص کننده مواضع انتخاباتی ادوار و در نهایت من باشد.
بازتاب:
>>> ادوارنیوز
>>> گویانیوز
>>> بامدادخبر
انصراف سیدمحمد خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را به همه طرفداران ایشان تبریک و تسلیت عرض می کنیم!
>>> بیانیه خاتمی
چندی است که در همه محافل و نشست ها، بحث اصلی، بحث داغ انتخابات است. هر کسی را که در هر جا ببینی، سوال نخست این است که درانتخابات چه خواهی کرد؟
من جدا از مسایل حزبی، تحلیل شخصی ام این است که انتخابات، اثر بخشی لازم را نخواهد داشت – بحث من روی تاثیرگذاری انتخابات است و نه آزاد، سالم، رقابتی و عادلانه بودن آن – به اجمال دلیل هم این مساله است که آقای خاتمی – از نظر من آقایان کروبی یا میرحسین موسوی باید در اصلاح طلب بودنشان هم شک کرد، چه برسد به فکر کردن و تحلیل کردن رای آن ها. ضمن این که گرچه از آقای خاتمی و حامیانش دلخوری های شخصی دارم اما مثل بعضی از دوستان حاضر نیستم کفش آقای کروبی را واکس بزنم یا ریش آقای موسوی را شانه! – و اطرافیانش دقیقا دارند بازی دور دوم انتخابات سال 84 را پیش می کشند و می خواهند از ترس احمدی نژاد به خاتمی راضی شویم که اگر احمدی نژاد انتخاب شود چنین است و چنان و اگر خاتمی منتخب مردم باشد، چه و چه و چه خواهد شد. به همین دلیل فعلا قصد شرکت درانتخابات را ندارم، اما به عنوان یک روزنامه نگار و فعال سیاسی، طبیعتا حضور خاتمی را ترجیح می دهم، اما حق نقادی را هم برای خودم محفوظ می دانم.
[...]
یا افراد دیگری که با معجزه هزاره سوم عکس یادگاری می گیرند و سال هاست در کار رپرتاژند و امروز خود را به عنوان خبرنگار جا زده و نایب رییس ستاد 88 آقای خاتمی در گیلان اند!
الخیر فی ماوقع!
در همین زمینه>>> خبرنگاران اصلاح طلب؟! مشتاق عکس یادگاری گرفتن با «معجزه هزاره سوم»


اينکه ميگويند ما ايرانيها حافظه تاريخي نداريم حقيقتي ست ها !!!
از هشت سال پيش هم فقط هجده تير يادمان است و نهايتا قتلهاي زنجيره اي و ترور حجاريان و اينکه حرفهاي اکبر گنجي چقدر مي چسبيد !
کسي يادش هست که اولين موج سانسور اينترنت در ايران با دستور شورايي راه افتاد که رييس اش خاتمي بود ؟
کسي يادش هست که وحشتناک ترين جهش قيمت مسکن بعد از جنگ در دورهي زمامداري خاتمي رخ داد ؟
كسي يادش هست كه آغاز تبليغات قومگرايانه و نيرو گرفتن پان تركها و پان عربها در زمان رياست جمهوري ايشان بود ؟
كسي يادش هست سكوت خاتمي را در قبال فاجعهي 18 تير و تخلفات انتخاباتي ؟
كسي اين جملهي خاتمي را يادش هست : "در ايران زنداني سياسي نداريم" ؟!
……..
خاتمي و هاشمي و احمدي نژاد و ... چه فرقي دارند وقتي ما خودمان مردمان آگاه و درستي نيستيم ؟
يک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگي يا توحش علني براي برداشتن يک شيريني از جعبه ي تعارفي يا شهوت عجيب براي قرار گرفتن در مقابل دوربين ، با رتبهي نخست جستجوي سكس ... چرا بايد در پي يک زمامدار رويايي باشد ؟
من پيشنهاد مي کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطيل کنند و اجازه بدهند هر کسي كه ميآيد همينجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله اين موارد را تجربه کنند :
اول : ايراني ها لطفا روزي يک بار(يا دست كم يك روز در ميان) حمام بروند.
دوم : ايراني ها قبل از پرتاب فحش به بيرون ، دهانشان را ببندند و تا بيست بشمرند.
سوم : هر خانوادهي ايراني هر روز يک روزنامه بگيرد ، اگر شده يالثارات !
چهارم : هر فرد ايراني تعهد کند که هر ماه يک کتاب تازه بخواند ... حتي خلاصه مباني لوله کشي عمومي !
پنجم : رانندگان به جاي فاصله ي بين شلوار و جوراب دختري در آن طرف خيابان به پنل داشبورد جلوي چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کيلومتر در هيچ شرايطي تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقين کنند که اين كسي كه مي خواهيم کلاهش را برداريم و شب براي عزيزمان هديه ببريم ، خودش عزيزِ يک نفرِ ديگر است.
هفتم : ايراني ها شبها با هر که دوست دارند، خانوادگي بيايند بيرون از لانه هايشان .. حتي براي پنج دقيقه نشستن در يک فضاي سبز.
هشتم : به جاي دوازده النگو خريدن و در دست انداختن ، يک دستگاه دي وي دي پلير بخرند و شبها تلويزيون دولتي را از آمريکا گرفته تا ايران، نگاه نکنند ... يک فيلم ببينند.
نهم : مردهاي ايراني يک بار براي هميشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نيستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنايي ، بازي برد و باخت و فتح قلمرو ديگران نيست.
دهم : مردها تمرين کنند که رد عبور زني را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرين کنند که جواب سلام مردان را با خونسردي و لبخند بدهند چون به معناي ... نيست.
يازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقيب تبريک بگويند و دهانشان را تا نيم ساعت بعد از هر باخت يا برد ببندند.
دوازدهم : ايرانيها به جاي تمسخر شکل ظاهري سياستمداران ، فکر کنند که ايراد واقعي کار آن شخص در کجاست.
سيزدهم : براي امام حسين فقط در (داخل) مسجد عزاداري کنند.
به نمايشگاه کتاب اگر مي روند براي (کتاب) بروند.
به خيابان فرشته مي روند براي (عبور) از خيابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستاني مي روند براي خاطر (همان قبرستان) باشد.
اين سيزده مورد را رعايت کردن براي مدت هشت سال ، واقعا سخت است ؟!
یادمه خـاتمـی روز آخر ریاست جمهوریش با نیشخند به رای دهندهاش گفت هرکس فکـــر می کرد من در حاکمییت تغییر ایجاد می کنم سخت در اشتباه بوده چون این لباس مقدس تن من هست.
پی نوشت ۱: مطلب را از وبلاگ مهجاد برداشته ام و باید تشکر کنم از این مطلب زیبا.
پی نوشت۲: عذرخواهی می کنم از بعضی کلمات و جملات نامناسب در متن. نخواستم در متن دست ببرم.
پی نوشت۳: دلم می خواهد اظهار نظر خاتمی درباره جایزه صلح شیرین عبادی را هم یادآوری کنم که این جایزه سیاسی است....
.jpg)
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه ما رو خواستنی نیستی،بگو...
>>> احتمال حضور نوری در انتخابات
>>> حسرت حضور نوری
بالاخره سیدمحمد خاتمی به طور رسمی اعلام کاندیداتوری کرد. البته حضرت شان ما را هم از جهل مرکب درآوردند و اعلام کردند که تا الان تردید نداشتند بلکه تدبیر داشتند!
>>> یاری نیوز:خاتمی کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد+فایل صوتی اعلام کاندیداتوری خاتمی
>>> ایسنا:ترديد نداشتم، تدبير داشتم
>>> ایلنا:جاي کسي را تنگ نکردهام
>>> بامدادخبر:خاتمی رسما اعلام کاندیداتوری کرد
>>> ادوارنیوز: حضور من به معنی تنگ شدن جای دیگران نیست
>>> محمدعلی ابطحی: آقای خاتمی رسما کاندیدا شد
بازی «می آیم – نمی آیم» خاتمی هنوز ادامه دارد. وی در آخرین سخنان خود، بار دیگر این بازی را ادامه داد. فکر میکنم مشاوران خاتمی باید سخنان جدیدی را برای سخنرانی های وی ادامه دهند. پرهیز صوفیانه از قدرت با این سخنان که :«تمایلی به آمدن ندارم»، «نگران آبروی خود هستم» و ... مدت هاست رنگ باخته است. حتی اگر خود خاتمی واقعا چنین اعتقادی داشته باشد، اطرافیان وی به هیچ روی این گونه نیستند. آنان که 4 سال پیش در حالی که زیر لب با خود زمزمه می کردند:«من خود به چشم خویشتن، دیدم که میزم می رود» اکنون با نزدیک شدن به انتخابات، بار دیگر با شنیدن بوی میزهای خود، آن چنان مست شده اند که دامن از دست بداده اند. این ها همه به کنار، سخنان اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت درباره کاندیداتوری خاتمی بیش از هر مساله ای انسان را می آزارد. به این جملات دقت کنید: « خاتمی به صورت فردی تمایلی به حضور در انتخابات نداشته و تنها به خاطر دعوت هایی که از وی شده در انتخابات حضور می یابد بنابراین همه گروه ها و احزاب باید قدردان این ایثار باشند و از همه ظرفیت ها برای موفقیت استفاده کنند »
این ها گوشه ای از گفت و گوی آذر منصوری با پایگاه خبری یاری نیوز است. از بحث هایی چون لزوم حمایت احزاب از افرادی که برنامه های آنان را اجرا کند، لزوم حضور احزاب در انتخابات با برنامه مشخص، لزوم اعلام هماهنگی کاندیداها با برنامه های احزاب و ... بگذریم. بحث بر سر این است که دوستان مشارکت و سازمان واقعا شعارهای 4 سال پیش خود را فراموش کرده اند؟ دوستانی که امروز از آمدن خاتمی به هر شکل حمایت می کنند تا فقط احمدی نژاد نباشد، درباره شعارهای 4 سال پیش خود چه نظری دارند؟ در واقع به نظرمی رسد از نظر دوستان مشارکت و سازمان کاندیداتوری دکتر معین با شعارهایی که 4 سال قبل داد، اشتباهی بس بزرگ بوده است. الان هم که دوستان متوجه اشتباه خود شده اند، به کل زا شعارهای خود دست کشیده اند. برای مثال نگاه کنید به سخنرانی ها و مقالات اعضای موثر مشارکت و سازمان در سه سال و نیم اخیر و ببینید چقدر از دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، آزادی های فرهنگی – اجتماعی و ... در آن ها سخن رفته است. ببینید دوستان چقدر به شعار ایران برای همه ایرانیان پای بند بوده اند.
متاسفانه آن چه که امروز اتفاق می افتد، عقب گردی است برای جامعه ایران وبرای نیروهای دموکراسی خواه که هم چون جوامع سنتی، با خواهش و التماس شخصی را راضی به حضور در صحنه ای کنیم و طبیعتا این شخص بعد از به دست گرفتن قدرت هیچ گونه نیازی به پاسخ گویی در خود احساس نخواهد کرد. همین الان که بحث خاتمی مطرح است، چند بار دیده اید که دوستان حامی آقای خاتمی، به مرور مشکلات پیش آمده در هشت سال گذشته بپردازند و راه حل های عملی برای رفع آن مشکلات پیشنهاد کنند؟ یا حداقل بگویند که این مسایل خارج از حوزه اختیارات ما بوده و اگر بار دیگر هم اتفاق بیفتد، نمی توانیم کاری کنیم؟ نظر و موضع آقای خاتمی درباره سخنان سرلشکر فیروزابادی چیست؟ آقای خاتمی درباره پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و حمله به منزل شیرین عبادی چه نظری دارند؟ آقای خاتمی درباره حکم انحلال دفتر تحکیم وحدت و دستگیری های متعدد دانشجویان وستاره دار کردن آن ها، چه موضع گیری ای کرده اند؟ و هزاران سوال بی پاسخ این چنینی.
حداقل درباره عبدالله نوری می توانیم بگوییم او سال هاست سکوت اخیتار کرده و هر بار هم سخنی گفته، به روشنی مواضع خود را بیان داشته است که سکوت به هزار سخن در زبان است.
پی نوشت: بعضی ازدوستان درباره آقای کروبی می پرسند. باید گفت حداقل خاتمی و حامیانش زمانی شعارهایی برای دفاع از حقوق بشر و آزادی سر داده اند، اما کروبی حتی همین ها را هم نمی گوید. بحث حمایت افرادی چون عبدی و باقی و کرباسچی از کروبی نیز به ظورواضح منبعث از مسایل شخصی است. طبیعتا وقتی خاتمی و مشارکت و سازمان را نقد می کنیم، از کروبی و اعتمادملی و مجمع روحانیون مبارز عبور کرده ایم.
پی نوشت ۲: این را حتما ببینید.
داستان اصلاح طلبان ایرانی و کاندیدای آن ها در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از آن داستان های پر آب و چشم است. چند ماهی است که جناب سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور سابق، حسابی اصلاح طلبان را "سرِکار" گذاشته است.
در این جا قصد تحلیل مسایلی هم چون این که خاتمی چه می تواند بکند و چه خواهد کرد و مسایل این چنینی ندارم. فقط یک سوال برا یمن مطرح است: دوستانی که الان این گونه "ناز" آقای خاتمی را می کشند، واقعا انتظار دارند که آقای خاتمی مطالبات آن ها را مطرح کند؟ واقعا انتظار دارند آقای خاتمی مثلا در انتخاب وزرا یا دیگر مسایل با آن ها مشورت کند؟ آن چه ما می بینیم این است که آقای خاتمی همه ناز است و اصلاح طلبان همه نیاز. مگر عاشق می تواند از معشوق انتظاری داشته باشد؟ وقتی شخصی صراحتا اعلام می کند نمی خواهم در انتخابات باشم چه نیازی است به حضورش؟ فرض کنیم آقای خاتمی کاری برای پیشبرد اصلاحات نکرد – نتوانست یا نخواست – چه کسی می خواهد به ایشان اعتراض کند؟ اصلاح طلبان؟ آقای خاتمی که نمی خواست وارد صحنه شود، این اصرار و ابرام اصلاح طلبان برای حضور وی بود.
من نمی دانم در پس این پست و مقام چه رازی نهفته است که این گونه انسان ها را به "نازکشی" وا می دارد.
پی نوشت: لطفا نگویید اصلاح طلبان از ترس این که کشور در حال نابودی است و اوضاع خراب است و مسایل این چنینی، در پی آقای خاتمی روان شده اند. اگر این طور است، و حالا که به قول همه دوستان خبری از مطالبات اصلاح طلبانه نیست، دوستان به جای آقای خاتمی به طور غیرمحسوس از قالیباف حمایت کنند. این که مقام رهبری با حضور اصلاح طلبان در قدرت مساله دارد که اظهر من الشمس است. خب از آقای قالیباف یا حسن روحانی یا تیپ های این چنینی حمایت کنند که هم اوضاع اقتصادی بهتر شود، هم خودشان به پست و مقامی برسند و هم....
پی نوشت 2: زمانی در جمع اصلاح طلبان گیلانی این مساله را مطرح کردم که اصلاح طلبان تحول خواه، با تمام قوا – در حد پوسترچسبانی – حاضر به حمایت از آقای خاتمی هستند. تنها به این شرط که در "4 سال اول" حضور آقای خاتمی، افرادی که در دولت سابق ایشان پست های مدیریتی داشته اند و یا نماینده مجلس و شورای شهر بوده اند، پستی نگیرند. می دانید پاسخ مسوول کل پروژه آزادراه رشت – قزوین، عضو شورای منطقه مشارکت گیلان، عضو شورای منطقه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دبیر انجمن اسلامی مهندسان گیلان – این همه یه نفر بود!!! – چه بود؟؟" نمی دانم این فکرهای احمقانه از مغز چه کسانی تراوش می کند!"
پی نوشت 3: تیتر مطلب، مربوط به ضرب المثل معروفی است. خواستم بنویسم، ترسیدم از سوی دوستان به توهین به شخص شخیص آقای خاتمی محکوم شوم.
آن طور که منابع موثق خبر داده اند، آمدن سیدمحمد خاتمی به عرصه انتخابات قطعی شده است.
خاتمی در دیداری که امروز با مقام رهبری داشت، از حضور قطعی خود در انتخابات خبر داده است.
ورود خاتمی به عرصه انتخابات، از آن دسته خبرهایی است که نمی دانم با شنیدنش باید خوشحال باشم یا ناراحت. درباره خاتمی هزار و اما اگر داریم....
اگر واقعا آمدن خاتمی قطعی شده است، اکنون روزنامه نگاران وروشنفکران وظیفه دارند با انتشار مطالب گوناگون و مختلف، خواستار آن شوند که مطالبات اکثریت خاموش، در گفتمان خاتمی تبلور پیدا کند.
گرچه شخصا هیچ امیدی به این سید خندان یزدی ندارم...


