تبليغاتX
مرثیه های خاک - تا آزادی کوهزاد اسماعیلی
مرثیه های خاک - تا آزادی کوهزاد اسماعیلی

تو مپندار که خاموشی من/هست برهان فراموشی من

چهارشنبه 1388/07/22

گفت ما دو درازکشندگان بودیم در آن لحظه با زیر شلوار و جین خشک که سخت فرو می بارید بر ما آسمانی که نبود از برای بی ریشگی مان و چشمانش را باز کرده بود، مبهوت آسمان و من، چشمانم را بسته بود او … بمال! بمالامالم کن…  بمالامالم کن…  بمالامالم کن…

گفت که این دست که می سایی دم شیر است و شیر طغیان می کند گاهی و پنجولک بر پشتت می خشنکد و من چشمانم را بسته بود او. بمال! بمالا مال شویم تا دوتاییم.

بودم چشم بسته دسته دسته مویم را خرمن می کرد و جین شده و جین درآورده و آب را ول داده روی زمین بود او که نرمِ سرش را سفتِ سفتِ سفت می فشراندیم، می فشراندیم راندیم راندیم مان را خود خویش مان را از هر جایگاه که تاریک باشد و من نبینم که نمی دیدم و من چشمانم را بسته بود او…

بمال! بمالو بیاماییم… بمال…

سرش را سفت کردم که پنجره انگار کوتاه شد و هیچکس ما را ندید نمی دانم نمی دیدم در پنجره ی سرش که آن دراپه ها کوتاه شده بود انگارکی بلند بود گاهی و من نمیدانم درست که من چشمانم را دستانم را بسته بود او …

مهارسنزو مهارسنزو زو زو زو زو زود باش، زود باش!!! چه کنم؟ آه آه بمال بمال!! آه و اوه آه و اوه می کرد و من سرش سفت در دستم که چه می خواهی که من چشمانم را بسته ای تو اینجایم که نمی شنید و بر حلقه در گوشم دق الباب می کرد و من چشمانم را باز نمی ...

کوهی ساختیم زیر آنچه روی مان می آمد پتو نامی و رام حلقه هایی دنده به دنده رو به رویش گذاشتیم یکدیگر را هی فشراندیم هی فشراندیم راندیم و من نمی دانم کوه ها کنار کی رفتند و غارهایشان مانده که باشیم مان در آن و تاریک بود و من نمی دیدم که من چشمانم را بسته بود او …

کمی رانده بودیم، دیم، دیم و ول کر، دیم و کردم ول من مالامالیدنم را، سرش را آورد و نرمالاننده بر صورتم نرمالنده مالید از بناگوش تا گوش بناشده با یکی گوشواره که آویخته بودم من برایش از این سر سیتی به آن سر سیتی و سوت و سوت صورتم را جاروی موهایش زنانو دست بر منه زارا شده آه و اوه آی، آی که من نمیدیدم درد صورت خویش را که من چشمانم را بسته بود او…

های! راحتی؟ راحتی؟

می خواهی یک دری شومنده دریایی شوم و تو در هر دریا که خواستی سد شوم و آب پیر شود ساخته و شنا کنی، که شنا کرد و بر آب من چنگولک کشید بر پشتم چهار چنگاله چنگ زد و چینگ چینگ با ناخن هایش و آه و اوه می شنیدم و نمی دیدمش من، که من چشمانم را بسته بود او…

گفتم سرخ روی که دیده بودمش یک لحظه دو چشم گشوده دو پایش را حالا من بر سد او شناور و آه و اوه کنان لب آبه من می آمد و من دستم به زیر هزار پرده ی مُشکین مالیدمو مالامال شدیم که مِشکین بود و نمیدیدم که من چشمانم را بسته بود او…

مایلی بمال… مایلی بمال… بمال…

راحتی؟ راحتی؟

که گفت آری عزیزه زبرزده موی با دم شیر بازی کنه بی نظیر شناینده بر این دم که با آن بازی میکنی که من طغیان میکنم گاهی و طوفانی میشود آبت، طوفانی شد و من در آن دریا اسب میراندم و شلاقم یخ زدگی بود دستم را که بر گلویش جارو میدادم و هی چه میخواستی از من؟ چه میخواستی از من؟ راحتی؟ راحتی؟

[آخ صبر کن لبانت... آه، بمال بمال... لبانت فرصتی... بمال بمال... لبالب میشوم هی... بالا پایین... بمال لبانت کو؟ کو؟ کو؟ کو؟ لبانت کو ...آخ... کو؟آه کو؟ آخ کو؟ کو؟ کو؟ کوآخ... کو ک،آخ... کو ک،آخ... کو ک،آخ،چینا چرامینا، کوکآخ،چینا چرامینا چرامینا...]

مینا مینا مینای من لبانت، مینای من لبانت آخ یافتم…!

راحتی؟ یافتم، راحتی؟ راحتم! یافتم، راحتم! یافتم، راحتم! یافتم، یافتم، یافتم…

هـــوف!!!

دماسنج اگر بگذاری که میترکد آب تمام جهان!

پشتم را که بنگر چهار پنجولی کرده ای شده است استو  وای بویی گرفته ام من که چشمانم را بسته بودیدا، بازش کردمشت باز کردنی را باز کنم؟ باز کنم؟ آ ها ها ها و خندیدیم دوتایی دراز کشنده که گفت ما دو دراز سیگار کشنده گانیمو هر هر هر هر دست یگدیگر را خوانده ایم آوازخانا گوجو رِها رُسینرا  هفتابوشو از کی نِه…

بیا فیتیله را بگذار که تا کربلا و قدس برویم… همینطوری هرهر کنان و زر زر چرند گویان بی نظیریمامی محسن عزیز… بال بال می زنم از همین حالا چشم بسته در شهر که چشمانم بودمی بودیدا،دو،دا… دالی! دالی! دالی! …

         محسن نامجو


یکشنبه 1388/02/20

عبدی بهروان فر

لالالالا

گل بابا

تو شبای پر سرما

نده دستاتو

به دست

پلید

مردم دنیا

مردم دنیا

لالالالا

بخواب آروم

که دنیامون پرجنگه

تموم بوم نقاشی

پُر

شکلای بی رنگه

بی رنگه

بخواب آروم گل بابا

که بیداری یه کابوسه

همون شاهزاده قصه

تو بیداری یه کابوسه

یه کابوسه

اگه خواب شتر دیدی

نگی جایی که بد می شه

که سهم زندگی ات این جا

فقط حبس ابد می شه

لالالالا

گل لاله

نری سمت

خونه خاله

که پاهاشونو قلم کردم

الان بیست و چند ساله

لالالالا

بخواب آروم

گل مریم

دیگه مرده

پسر داییش مهندس بود

سه سال و...

بخواب آروم

لالایی هات

همه تقصیر اینا بود

وگرنه

کی به فکر تو

به فکر ظهر فردا بود

لالالالا

بخواب دیگه

که بنزین سهمیه داره

یکی بارشو می بنده

یکی یه عمره

یه عمره

بیکاره

گل خرزهره شاکی شد

چرا توی لالایی ها نداشت جایی

ولی حالا

گل خرزهره بابا

بخواب آروم

بخواب آروم و باور کن

که بیداری یه کابوسه

اگه بد شد کلاغ زشت

همش تقصیر طاووسه

لالالالا

دیگه صبح شد

همه خفاشا

 خوابیدن تو بیداری

نمی دونی که گهگاه

خوابتو دیدن

گل خرزهره بابا

دیگه باید

دیگه باید برم، دیره

همش دیره وقتی که

بابات گیره

بابات گیره

بخواب تا آخر فردا

که پس فردا

توی تنها

باید پاشی

بری

جای من تنها

توی سرما

همش دیره

بخواب آروم

همش دیره

بخواب آروم

همش دیره

بخواب

بخواب

معامله

بخواب معامله

بخواب اروم

بخواب آروم

 * ترانه ای عبدی بهروان فر


سه شنبه 1387/12/20

آقای اردشیری

بعضی افراد هستند که هر چقدر هم توصیف شان کنی،فایده ای ندارد. کسی که آن ها را ندیده، هرگز نمی تواند  آن ها را بشناسد. مثلا نسل ما چقدر از تختی می داند؟ پشت همه توصیف ها و تجلیل ها و تعریف ها و خاطره ها از تختی، گویا خلایی وجود دارد که نمی گذارد به او نزدیک شویم. شاید این هم از بزرگی این افراد باشد.

طبیعتا با مقدمه کوتاه بالا، نمی خواهم معرفی کنم کسی را. فقط خواستم بگویم این مرد، شاید بزرگ ترین فردی بود که در زندگی با او برخورد داشتم و  سه سال افتخار دیدنش را داشتم: آقای اردشیری!


چهارشنبه 1387/11/30

هگل در جایی بر این نکته انگشت گذاشته بود که تاریخ همواره دوبار تکرار می شود. او فراموش کرد این را اضافه کند که بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمیک.

کارل مارکس


یکشنبه 1387/11/06

درزندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح  را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این زخم ها را نمی شود به کسی اظهار کرد...

           BBC Persian


سه شنبه 1387/10/03

از خودم متنفرم و دلم می خواهد بمیرم...

 


دوشنبه 1387/10/02

و شیخ ما – علیه الرحمه – گفت: سه درد، بدترین دردها در دنیای فانی است: ندیدن یار و نداشتن سیگار و داشتن دندان درد!


درباره ما
یک "آرش بهمنی" که از تمام کارهای دنیا فقط نوشتن را بلد است
>>>
Arashbahmani[at]Gmail[dot]com
>>>
اگر از من بپرسند تو زمام دار یا قانون گذاری که از سیاست حرف می زنی، پاسخ می دهم که نه این و نه آن و به همین خاطر است که از سیاست حرف می زنم. اگر زمام دار یا قانون گذار بودم وقتم را با نوشتن این که چه باید کرد تلف نمی کردم: یا کاری را که لازم بود انجام می دادم یا لب فرو می بستم. شهروند کشوری... وعضوی از پیکر دارای حق حاکمیت هستم، هر چند ممکن است سخنم در مسایل عمومی نفوذ ناچیزی داشت باشد، اما به خاطر حق اظهارنظری که درخصوص این مسایل دارم موظفم از آن آگاه باشم و در مورد آن بررسی کنم.
ژان ژاک روسو/ قرارداداجتماعی
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو
عناوین
پيوندهاي روزانه
گاهشمار اعتراضات پس از انتخابات
ستایش آزادی در مراسم یادبود فروریختن دیوار برلین
دیوار برلین چگونه فرو ریخت؟
جشن بیستمین سالگرد سقوط دیوار برلین
24 ساعت تا اعدام احسات فتاحیان
احضار وکیلان حقوق بشری
آخرین وضعیت زندانیان سیاسی
برگزاری دومین جلسه‌ دادگاه بهزاد نبوی
تجمع خانواده‌های زندانيان سياسی در مقابل قوه قضاییه
بهرام اسماعیل بیگی:ادوار تحكیم، خار چشم كودتاگران
دیدار با علی تاجرنیا
صدور قرار 20 روزه بازداشت کوهزاد اسماعيلي مسوول شعبه گیلان سازمان ادوار
بیانیه سازمان ادوار درباره دستگیری اعضا
جدیدترین مصاحبه میرحسین موسوی
حاشیه های حضور صفارهرندی در دانشگاه گیلان
پیام ویدویی مهدی کروبی
دانلود نرم افزار فیلترشکن اولترا سرف - U96
بازخوانی یادداشتی قدیمی از دکتر حسین بشیریه
تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری با مهدی کروبی
تهدید سبزهای خارج نشین
نامه شهروندان شهربیجار برای آزادی "عبدالله رمضان زاده"
بازداشت "موسی ساکت"دبیر سازمان ادوار در آذربایجان شرقی
آزادی علی تاجرنیا و ابراهیم امینی
گزارش "بامدادخبر" از بازداشت‌شدگان سیزدهم آبان‌
دیدار سرزده‌ و نیمه‌تمام معاون مطبوعاتی جدید وزارت ارشاد از روزنامه اعتماد
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
آمار
لينك دوستان
لیبرال دموکراسی(وبلاگ دیگر من)
مسعود بهنود
سهیل سجودی
حامد قلی زاده
محمدرضا یزدان پناه
فاطمه صابری
سیدکوهزاد اسماعیلی
امین نظری
مصطفی رسته مقدم
سامان صفرزایی
ساسان آقایی
سیامک قلی زاده
محمد صادقی
آرش سیگارچی
رشید اسماعیلی
رشید اسماعیلی (دست نوشته های یک دگراندیش)
سعید قاسمی نژاد
امیرحسین اعتمادی
احسان رمضانیان
مهرداد بزرگ
نجات بهرامی
نیلوفر گلکار
لیونا عیسی قلیان
البرز زاهدی
سورنا هاشمی
ایران لیبرال
حلقه لیبرال های گیلان
محمدجواد روح
نفیسه زارع کهن
اعظم ویسمه
محمدرضا نسب عبداللهی
مسعود باستانی
مهسا امرآبادی
مهران کرمی
فرید مدرسی
امین بزرگیان
علی انجم روز
صادق جم
گیلان دخت باقری
اسحاق راستی
نعمت الله اکبری
مریم نصر اصفهانی
فرشته رضایی
کامیار چایچی
مهدی بازرگانی
بهروز صمدبیگی
زهره اسدپور
عنایت همایی راد
سینا (دل بستگی)
رها کامران
عالی جناب سرخ پوش
گفتمان اصلاحات
علی رضا کنعان رو
موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی - اقتصادی
آرای سیدجواد طباطبایی
انجمن جامعه شناسی ایران
سکولاریسم نو
نشریه الکترونیک گیلانیان
کمپین یک میلیون امضا - رشت
مهدی عربشاهی
شیوا نظرآهاری
علی ملیحی
علی جمالی
فخرالدین حیدریان
یحیی صفی آریان
مهجاد
روزبه میرابراهیمی
فرنوش حبیب نژاد
گذار
راهبرد
ایران در جهان
لوموند دیپلماتیک
سروش دباغ
آرش نراقی
محمد مجتهد شبستری
محمدسعید حنایی کاشانی
سارا شریعتی
داریوش آشوری
بهمن ارجمند
کمیته گزارشگران حقوق بشر
موسی اسماعیل زاده
بهرام اسماعیل بیگی
حسین قاضیان
گیتی عابدی
مریم شفیع پور
امیر اقتنایی
جلال الدین حجتی
آمنه شیرافکن
اندیشه زمانه
مازیار شکوری
عزیز قاسم زاده
تقی رحمانی
مانی زرشکی
مهدیه قافله باشی
بهمن ارجمند
حسن اسدی زیدآبادی
محمود سعیدی زاده
آینده گیلان
امین ساداتی
فرزاد مشیری
مرتضی سیمیاری
میلاد اسدی
خبرنامه بوعلی سینا
مینا قدیم
فرشید قربان پور
سجاد پستادست
نشریه اینترنتی ایجا
جلال رحمانی
ورگ
پرتال فرهنگی نیلوفر
فیاض خاک
فرید صلواتی
بند209
مرمر مشفقی
وهاب گایینی
جنبش راه سبز
جنبش سبز گیلان
جنبش راه سبز انزلی
دیوارنویسی
پرسش از رهبري
چگونه ایران را سبز کنیم
مرگ بر دیکتاتور
یاران سبز
دانلود رای سبز
چه باید کرد
آماده تکثیر
بمب های گوگلی کارساز
NOKIA
ahmadinejad president of iran
پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه گیلان
راه سبز امید - گیلان
محمد مصطفایی
سمیه توحیدلو
مجتبی سمیع نژاد
مسیح علی نژاد
فهیمه خضرحیدری
احسان مهرابی
هنوز
احسان تقدسی
مریم شبانی
رضا خجسته رحیمی
ابراهیم بای سلامی
احسان ابطحی
حنیف مزروعی
محمد طاهری
علي‌اصغر شفيعيان
فریبا پژوه
حسین نورانی نژاد
ساناز اله بداشتی
پرستو سرمدی
مرجان نمازی
مژگان جمشیدی
تورجان
شهاب طباطبایی
فخرالسادات محتشمی پور
هادی بیات
رضا نصیری
حامد محمدي
مقداد توانانیا
تا آزادی روزنامه نگاران زندانی
عرفان زرکامی
کارمندان دانشگاه گیلان
شاخه جوانان مشارکت گیلان
پویا قلی پور