سرمقاله ام در هفته نامه "گیلان بهتر" درباره قطع درختان کهن سال
در چند روز گذشته، بحث درباره قطع درختان کهن سال در منطقه رضوان شهر از توابع شهرستان تالش، نقل محافل خبری استان شده است. احتمالا اکنون ازکم و کیف قضیه همه مردم به خوبی مطلع شده اند. حجت الاسلام اشکوری - که علاوه بر مدیرکلی اوقاف گیلان، امام جمعه موقت شهر رشت و مسوول هیات نظارت بر انتخابات استان نیز هستند - هنگامی که متوجه می شوند چند اصله درخت برای مردم حالت تقدس پیدا کرده اند و اعتقادات عجیبی درباره آن ها در مان مردم جاری است، دستور به قطع درختان فوق الذکر می دهند. شاید تا این جای قضیه نکته چندان عجیبی را در بر نداشته باشد. نکته مهم قضیه در کهن سال بودن این درختان است. در ختانی که هر کدام به عنوان یکی از مواریث ملی مطرح بوده اند و به قرار اطلاع مسوولان امر نیز با قطع این درختان موافقتی نداشته اند. حال درباره قطع این درختان چند مساله مطرح می شود:
1- آقای اشکوری چندین سال به عنوان امام جمعه رضوان شهر مشغول به فعالیت بوده اند. اولین سوال از ایشان مطرح می شود که ایشان چگونه فعالیت کردند و مبلغ کدام قرائت از اسلام بودند که این گونه گرایش به خرافات در مردم منطقه به وجود آمد به گونه ای که برای درخت، تقدس قایل شدند؟ آقای اشکوری آیا تاکنون از خود سوال پرسیده اند که چه کاشته اند که اکنون این گونه درو می کنند؟ آیا ایشان مبلغ قرائت عقلایی - رحمانی از دین بوده اند یا مروج اسلام خشونت؟ آیا رفتارهای آقای اشکوری در بروز و فراگیری چنین مساله ای تاثیر نداشته است؟آیا نوع موضع گیری ها، سخنان، واکنش ها و اعمال سیاسی آقای اشکوری نقشی در این زمینه نداشته اند؟ ایا آقای اشکوری با دیگر مظاهر خرافه پرستی در گیلان و دیگر نقاط کشور هم به همین گونه عمل خواهند کرد و دستور انهدام آن ها را صادر خواهند کرد؟
2- آقای اشکوری آیا در تمام طول این سال ها نسبت به هشدارهای روحانیون و مراجع معظم تقلید درباره ترویج خرافات توجه کرده اند؟آیا حتی یک بار نسبت به ترویج بعضی خرافات که متاسفانه بعضی از نزدیکان دولت در آن نقش داشته اند، توجهی کرده اند؟ چگونه آقای اشکوری در مقابل ترویج خرافاتی که علنا و عملا در مقابل 70 میلیون ایرانی ترویج می شود واکنشی از خود نشان نمی دهند، اما در مقابل دو درخت در منطقه ای که خودشان سابقا در آن امام جمعه بوده اند، این گونه واکنش نشان می دهند؟ این دوگانگی را چگونه باید توجیه کرد؟
3- بنا بر گفته های کارشناسان محیط زیست، درختان فوق الذکر از جمله مواریث ملی ایران بوده اند. تقریبا اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان قطع این درختان را محکوم کرده اند. اکنون سوال این است که دستگاه قضایی و دادگستری گیلان، چه واکنشی در برابر این قضیه نشان خواهند داد؟ آیا آقای اشکوری از چنان مصونیتی برخودارند که حتی توانایی احضار ایشان برای توضیح در این باره وجود ندارد؟ آیا کسی از آقای اشکوری پرسیده است که مجوزهای لازم از ادارات ذی ربط چگونه اخذ شده است؟ آیا اصلا چنین مجوزهایی وجود داشته است یا خیر؟ آیا آقای اشکوری م یتواسنته اند راسا اقدام به قطع درختان کنند؟
به نظر می رسد دادگستری گیلان برای آن که استقلال خود را نشان دهد و به همگان ثابت کند که براساس قانون اساسی همه مردم در مقابل قانون با یکدیگر مساوی هستند، آقای اشکوری را احضار کنند و لااقل توضیحاتی را از ایشان بخواهند که چرا و چگونه و به چه دلیلی ایشان دستور قطع درختان را صادر کرده و به چه مجوزی «چوب آن ها را فروخته و صرف کارهای خیریه کرده اند؟»
4- نکته جالب آن که قطع این درختان، مصادف شد با اعدام قاتلان مرحوم ناصر پیروی که جهت حفظ و صیانت از درختان جان خویش را از دست داد.
اکنون بر نهادهای محیط زیستی است که با شکایت به دستگاه قضایی، مسببان این مساله را به پای میز محکمه بکشانند و از آن ها سوال بپرسند که این درختان به کدامین گناه، این گونه از میان رفتند.
پی نوشت:
>>> علی انجم روز - نبرد با میراث ملی
پی نوشت۲: آقای اشکوری امام جمعه سابق رضوان شهر، امام جمعه موقت رشت و رییس هیات نظارت بر انتخابات گیلان هستند
